{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تو اگر میدانستی که چه دردی دارد... که چه زخمی دارد... خنجر از دست عزیزان خوردن ازمن خسته نمی پرسیدی آه ای مرد چرا تنهایی....
سرت گرم است" مزاحمت نمیشوم! اما بدان حرارت سرگرمی هایت مرا میسوزاند لعنتی
عاشقش بودم کولش کردم که خسته نشه…… پیاده که شدگفت: عجب خری بود
مـرב قصـهـ هـــاے مـטּ نـهـ زیبـاییـے چشـم گیـرے בارב نـهـ ثـروتمنــב اسـت نـهـ سـوار بـر اسـب سـᓅـیــב ... مـرב قصـهـ هـــاے متטּ تنهـــا یـڪ مـرב اسـت... مـرבے ڪهـ تنهـــا בر قصـهـ اسـت ...!
به سَــــلامَتی اُونایی که خودِشون ثابِت کَردَن “لــیـاقَـتِ” ما رو نَدارَن...
خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نیستـم....... یک روز هستم پـــــیش تو یک روز دیـــگر نیستــــــم!!
نه ب اینهمه تنهایی نه ب بغض اعتراض دارم ب اندازه خوبیات ب دردتم نیاز دارم...
لازم نیست بهترین باشید تا شروع کنید ، بلکه باید شروع کنید تا بهترین شوید ...
یکــی بیاد پوشک کــودک درونم رو عــوض کنه، من بلد نیستم گنـد زده به وجـــودم :|
با اینکه مادرم سواد نداره ولی همیشه نمره اش بیسته !
به سلامتی کسایی مثل خودم که هربارباخوندن مطلباتون ی دل سیرگریه کردن به امیدبرآورده شدن آرزوهاتون...
می سپارمت به لبخندها. گرچه گاهی خودم مهمان بغضهای بی دلیلم، ولی تو بخند...
باید آرام رفت... آنــقــدر آرام که حتی روزی دلش برای صدای قدم هایت تنگ شود... آنــقــدر آرام که از این آرامشت دق کند... این سزای کسی است که قدرت را نمی داند...
از بس بهم گفتن به روت نیار بریز تو دلت... حالا گرچه لبام میخنده ولی اسم دلم رو گذاشتم "غمکده"
قدری صبور باش که این نیز بگذرد این روزهای زرد و غم انگیز بگذرد آری بهار پشت زمین لانه کرده است چیزی نمانده که پاییز بگذرد گفتم کنار مردم نامرد زندگی؟ گفتی صبور باش که این نیز بگذرد
خدا چرا داری امتهانم میکنی... اونم با چیزی که 3سال واسه بدس آوردنش تلاش کردمو نشد...الان بهم دادیش؟با پای خودش آوردیش؟؟؟الان که قراره ازدواج کنم؟؟؟ آخه حکمتتو قربون...تو میگی من چی کنم... شکر... :-(
تو اگر میدانستی که چه دردی دارد... که چه زخمی دارد... خنجر از دست عزیزان خوردن ازمن خسته نمی پرسیدی آه ای مرد چرا تنهایی....
سرت گرم است" مزاحمت نمیشوم! اما بدان حرارت سرگرمی هایت مرا میسوزاند لعنتی
عاشقش بودم کولش کردم که خسته نشه…… پیاده که شدگفت: عجب خری بود
مـرב قصـهـ هـــاے مـטּ نـهـ زیبـاییـے چشـم گیـرے בارב نـهـ ثـروتمنــב اسـت نـهـ سـوار بـر اسـب سـᓅـیــב ... مـرב قصـهـ هـــاے متטּ تنهـــا یـڪ مـرב اسـت... مـرבے ڪهـ تنهـــا בر قصـهـ اسـت ...!
به سَــــلامَتی اُونایی که خودِشون ثابِت کَردَن “لــیـاقَـتِ” ما رو نَدارَن...
خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نیستـم....... یک روز هستم پـــــیش تو یک روز دیـــگر نیستــــــم!!
نه ب اینهمه تنهایی نه ب بغض اعتراض دارم ب اندازه خوبیات ب دردتم نیاز دارم...
لازم نیست بهترین باشید تا شروع کنید ، بلکه باید شروع کنید تا بهترین شوید ...
یکــی بیاد پوشک کــودک درونم رو عــوض کنه، من بلد نیستم گنـد زده به وجـــودم :|
با اینکه مادرم سواد نداره ولی همیشه نمره اش بیسته !
به سلامتی کسایی مثل خودم که هربارباخوندن مطلباتون ی دل سیرگریه کردن به امیدبرآورده شدن آرزوهاتون...
می سپارمت به لبخندها. گرچه گاهی خودم مهمان بغضهای بی دلیلم، ولی تو بخند...
باید آرام رفت... آنــقــدر آرام که حتی روزی دلش برای صدای قدم هایت تنگ شود... آنــقــدر آرام که از این آرامشت دق کند... این سزای کسی است که قدرت را نمی داند...
از بس بهم گفتن به روت نیار بریز تو دلت... حالا گرچه لبام میخنده ولی اسم دلم رو گذاشتم "غمکده"
قدری صبور باش که این نیز بگذرد این روزهای زرد و غم انگیز بگذرد آری بهار پشت زمین لانه کرده است چیزی نمانده که پاییز بگذرد گفتم کنار مردم نامرد زندگی؟ گفتی صبور باش که این نیز بگذرد
خدا چرا داری امتهانم میکنی... اونم با چیزی که 3سال واسه بدس آوردنش تلاش کردمو نشد...الان بهم دادیش؟با پای خودش آوردیش؟؟؟الان که قراره ازدواج کنم؟؟؟ آخه حکمتتو قربون...تو میگی من چی کنم... شکر... :-(
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}