{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ناراحتم___به اندازه ی خری که تی تابش را گرفته باشند آن هم به زور
دُرُستِه پِست هایـ بَروبَچـ تنهاییـ کَمـ لایــک میخورِه وَلیـ ناب لایکــ میخورهـ
حرف دلو زدم گرفت خودشو برام... گفتم نباشی دق می کنم چه بی اعتنا شد... حالا میدانم صداقت با بعضیا فقط خود انسانو کوچیک میکنه...
این روزها زیــــــــادی ساکت شــــــــــده ام ، نمی دانــــــم چـــــــرا حرفــــــــهایم، به جـــــــــــــای گلو از چشمهایم بیرون می آیند
گاهی وقتا... همه چیز دست به دست هم میدن تا تو را غرق در خاطراتت کنند یه اهنگ خاص... دو خط شعر... کمی هوای پاییزی...
♚✘ﻫـــــــــــﯿﭻ ﮐﺲ ﻟﯿﺎﻗــــــﺖ ﺗﮏ ﭘﺮﯼ ﻧــــﺪﺍﺭﻩ . . .✘☜ >ﺍﻟـــــــــــﮑﯽ ﺩﻭﺭ ﺧـــــﻮﺩﺗﻮﻧـــﻮ ﺧـــــــــــﺎﻟﯽ ﻧﮑــــﻨﯿــﺪ . . . .✘✘←←↓ ∅??ﺩﻭﺭﻩ ﻫـــــﻢ ﺑﯿــــــﺸﺘﺮ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕـــــــــــﺬﺭﻩ
نیازی ندارم خوب بودنم رو به کسی اثبات کنم!!!
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست... هرکجا خندیدیم...هرکجا خنداندیم... زندگانی آنجاست... بیخیال از همه تلخی ها...
میترسم از روزی که بدونم داری بهم دروغ میگی. بعد من بهت بگم جون من راست میگی؟ و تو بگی آره...
همه عمرتان را صرف این بدنی که قرار است آخرسر غذای کرم ها شود نکنید...!!! صرف چیزی بکنید که فرشتگان میخواهند بردارند و ببرند...!!!
بسلامتی همه ی آدمایی که زیر بارون بدبختی هاشون حسابی خیس شدن و زل زدن به آسمون زندگیشون که شاید خدا ی چتری بالا سرشون نگه داره....
دکترگفت:برایت آرام بخش نوشته ام!اما هرچه داخل نسخه ام نگاه کردم نام تو نبود....
امـروز فهمیدم خوشـبخت ترین مرد زمینـم حـالا چـرا؟داییام هنوز زن نگرفتن،خودمم یه مخاطب خاص خاص پیدا کردم که داداشش 8 سالشه! نتیجه گیری اخلاقی :مامانم و زنم حالاحالاها عمـــه نمیشن دیدین چه خوشبختــم؟!
دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد… کمی سکـــــــــــوت… کمی دل بریدن میخواهد… کمی اشک… کمی بهت… کمی آغوش آسمانی… کمی دور شدن از این آدمها… کمی رسیدن به خدا…
بــاران .. فـــقط .. همین جایی از قصّه ، که من ایستاده ام می بـــارد ! دو قدم این طرف تر .. دو قدم آن طــرف تر .. همیشه آفــتـاب است ! . . .
همیــــــــــشہ اونـــــے کـــــــــه شیطــــــــــون تَره... هــــــــــواے قلبــــــــــش بــــــــــارونے تــــــــــره....
ناراحتم___به اندازه ی خری که تی تابش را گرفته باشند آن هم به زور
دُرُستِه پِست هایـ بَروبَچـ تنهاییـ کَمـ لایــک میخورِه وَلیـ ناب لایکــ میخورهـ
حرف دلو زدم گرفت خودشو برام... گفتم نباشی دق می کنم چه بی اعتنا شد... حالا میدانم صداقت با بعضیا فقط خود انسانو کوچیک میکنه...
این روزها زیــــــــادی ساکت شــــــــــده ام ، نمی دانــــــم چـــــــرا حرفــــــــهایم، به جـــــــــــــای گلو از چشمهایم بیرون می آیند
گاهی وقتا... همه چیز دست به دست هم میدن تا تو را غرق در خاطراتت کنند یه اهنگ خاص... دو خط شعر... کمی هوای پاییزی...
♚✘ﻫـــــــــــﯿﭻ ﮐﺲ ﻟﯿﺎﻗــــــﺖ ﺗﮏ ﭘﺮﯼ ﻧــــﺪﺍﺭﻩ . . .✘☜ >ﺍﻟـــــــــــﮑﯽ ﺩﻭﺭ ﺧـــــﻮﺩﺗﻮﻧـــﻮ ﺧـــــــــــﺎﻟﯽ ﻧﮑــــﻨﯿــﺪ . . . .✘✘←←↓ ∅??ﺩﻭﺭﻩ ﻫـــــﻢ ﺑﯿــــــﺸﺘﺮ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕـــــــــــﺬﺭﻩ
نیازی ندارم خوب بودنم رو به کسی اثبات کنم!!!
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست... هرکجا خندیدیم...هرکجا خنداندیم... زندگانی آنجاست... بیخیال از همه تلخی ها...
میترسم از روزی که بدونم داری بهم دروغ میگی. بعد من بهت بگم جون من راست میگی؟ و تو بگی آره...
همه عمرتان را صرف این بدنی که قرار است آخرسر غذای کرم ها شود نکنید...!!! صرف چیزی بکنید که فرشتگان میخواهند بردارند و ببرند...!!!
بسلامتی همه ی آدمایی که زیر بارون بدبختی هاشون حسابی خیس شدن و زل زدن به آسمون زندگیشون که شاید خدا ی چتری بالا سرشون نگه داره....
دکترگفت:برایت آرام بخش نوشته ام!اما هرچه داخل نسخه ام نگاه کردم نام تو نبود....
امـروز فهمیدم خوشـبخت ترین مرد زمینـم حـالا چـرا؟داییام هنوز زن نگرفتن،خودمم یه مخاطب خاص خاص پیدا کردم که داداشش 8 سالشه! نتیجه گیری اخلاقی :مامانم و زنم حالاحالاها عمـــه نمیشن دیدین چه خوشبختــم؟!
دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد… کمی سکـــــــــــوت… کمی دل بریدن میخواهد… کمی اشک… کمی بهت… کمی آغوش آسمانی… کمی دور شدن از این آدمها… کمی رسیدن به خدا…
بــاران .. فـــقط .. همین جایی از قصّه ، که من ایستاده ام می بـــارد ! دو قدم این طرف تر .. دو قدم آن طــرف تر .. همیشه آفــتـاب است ! . . .
همیــــــــــشہ اونـــــے کـــــــــه شیطــــــــــون تَره... هــــــــــواے قلبــــــــــش بــــــــــارونے تــــــــــره....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}