{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . . (آرتور کلارک)
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران . . .
ژوبرت : ” برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم ” . . .
یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . . شب یلدا مبارک
بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش . . .
شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما
فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به توه خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی جوجه !
شب یلدا کنار یار بودم به او دلبسته و بیمار بودم شپش هایش گرفتم از سر شب ! منِ نادان مگر بیکار بودم!
یلدا شب پیوند دل و خاطره است دیدار من و برف لب پنجره است یلدا شب هندوانه و فال و غزل کار دل من بی تو ولی یکسره است . . .
سلام ای دیر آشنای لوند دوران ای دخترک باز مانده قرون و اعصار ای بهانه بیداری ادب رنجور ایران امشب ایران محفل اش هست باتو بیدار . . .
روی گلتون به سرخی انار شبتون به شیرینی هندوانه خنده هاتون مثل پسته و عمرتون به بلندی یلدا شب یلدا مبارک
با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می برید، لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید طرح سر شماری جوجه های آخر پاییز!
رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . . .
از غم به جان آمد دلم درمان ندارد شام غریبان را سحر امکان ندارد امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد
رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز !
لبی سرد و دلی افسرده داریم به سر افکار تیپا خورده داریم رسد پایان پاییز و از آغاز هزاران جوجه ی نشمرده داریم
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . . (آرتور کلارک)
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران . . .
ژوبرت : ” برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم ” . . .
یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . . شب یلدا مبارک
بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش . . .
شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما
فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به توه خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی جوجه !
شب یلدا کنار یار بودم به او دلبسته و بیمار بودم شپش هایش گرفتم از سر شب ! منِ نادان مگر بیکار بودم!
یلدا شب پیوند دل و خاطره است دیدار من و برف لب پنجره است یلدا شب هندوانه و فال و غزل کار دل من بی تو ولی یکسره است . . .
سلام ای دیر آشنای لوند دوران ای دخترک باز مانده قرون و اعصار ای بهانه بیداری ادب رنجور ایران امشب ایران محفل اش هست باتو بیدار . . .
روی گلتون به سرخی انار شبتون به شیرینی هندوانه خنده هاتون مثل پسته و عمرتون به بلندی یلدا شب یلدا مبارک
با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می برید، لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید طرح سر شماری جوجه های آخر پاییز!
رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . . .
از غم به جان آمد دلم درمان ندارد شام غریبان را سحر امکان ندارد امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد
رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز !
لبی سرد و دلی افسرده داریم به سر افکار تیپا خورده داریم رسد پایان پاییز و از آغاز هزاران جوجه ی نشمرده داریم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}