{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ما اول شخص جمع نیست … از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی !
باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . . اللهم عجل لولیک الفرج
مرا با عشق خود درگیر کردی / به پایم با غمت زنجیر کردی بدان دنیای بی تو هیچ باشد / دلم را از زمانه سیر کردی تو با رفتن به پشت ابر ایّام / غروب جمعه را دلگیر کردی یا اباصالح ادرکنی . . .
دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی
ای طبیبا به سر بستر بیمار بیا بهر دلداری دلسوخته زار بیا تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم به پرستاری بیمار دل افکار بیا
دلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت صدای پای تو آید ، صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه دل ما قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت
هزار یوسف مصری فدای یک نگهت بیا که این دل من را صفا دهد قدمت هنوز منتظر هستم بینمت روزی بیا که سری من دهم در آمدنت
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست توفان زده ام مرا نجاتی بفرست فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست
از پرده ها برون شد ، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها ، کِی میل شور داری ؟ در خواب دیده بودم ، یک شب فروغ رویت کِی در سرای چشمم قصد ظهور داری ؟
پایان تمام عاقبت ها نیک است صبح است که پایان شب تاریک است یک عمر اگر چشم به راهی کردی تردید نکن ، ظهور او نزدیک است …
خسته ام از بس چیزهای کوچک از خدا خواستم میخواهم این بار اندازه بزرگی خودش تو را بخواهم
جهان در حسرت آیینه مانده ست گرفتار غمی دیرینه مانده ست شب سردی ست بی تو بودن ما بگو تا صبح چند آدینه مانده ست ؟
منی که مایه ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟ چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرت یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت آقا بیا که درد دلم بی نهایت است تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
انتظارش انتظارم سیر کرد آنکه می خواهد بیاید دیر کرد تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟ آمدن … رفتن … ندیدن … سوختن …
خواب دیدم که پیامک به رفیقان زده ام و نوشتم که بشارت “گل زهرا آمد”
ما اول شخص جمع نیست … از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی !
باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . . اللهم عجل لولیک الفرج
مرا با عشق خود درگیر کردی / به پایم با غمت زنجیر کردی بدان دنیای بی تو هیچ باشد / دلم را از زمانه سیر کردی تو با رفتن به پشت ابر ایّام / غروب جمعه را دلگیر کردی یا اباصالح ادرکنی . . .
دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی
ای طبیبا به سر بستر بیمار بیا بهر دلداری دلسوخته زار بیا تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم به پرستاری بیمار دل افکار بیا
دلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت صدای پای تو آید ، صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه دل ما قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت
هزار یوسف مصری فدای یک نگهت بیا که این دل من را صفا دهد قدمت هنوز منتظر هستم بینمت روزی بیا که سری من دهم در آمدنت
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست توفان زده ام مرا نجاتی بفرست فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست
از پرده ها برون شد ، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها ، کِی میل شور داری ؟ در خواب دیده بودم ، یک شب فروغ رویت کِی در سرای چشمم قصد ظهور داری ؟
پایان تمام عاقبت ها نیک است صبح است که پایان شب تاریک است یک عمر اگر چشم به راهی کردی تردید نکن ، ظهور او نزدیک است …
خسته ام از بس چیزهای کوچک از خدا خواستم میخواهم این بار اندازه بزرگی خودش تو را بخواهم
جهان در حسرت آیینه مانده ست گرفتار غمی دیرینه مانده ست شب سردی ست بی تو بودن ما بگو تا صبح چند آدینه مانده ست ؟
منی که مایه ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟ چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرت یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت آقا بیا که درد دلم بی نهایت است تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
انتظارش انتظارم سیر کرد آنکه می خواهد بیاید دیر کرد تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟ آمدن … رفتن … ندیدن … سوختن …
خواب دیدم که پیامک به رفیقان زده ام و نوشتم که بشارت “گل زهرا آمد”
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}