{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
برای آدم برفی چشم نگذار وگرنه آب که نمی شود ، هیچ تا یک عمر هم خیره به رد پاهایت می ماند
آدم برفی نبودم که به پایت یک شبه آب شوم من مو به مو سفید شدم
بر لبم نام تو را می برم تا برف مثل قند در دل زمستان آب شود
دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم می کرد و می گفت : پاشو ببین چه برفی اومده
خدا زیباست این را در دانه دانه های برف می بینم
زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه
رفاقت مثل آدم برفی می مونه درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت
برف میبارد و همه خوشحالند و من غمگین دارد رد پاهایت را می پوشاند برف
تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری آرزو می کنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستان ها هم برفی بود
شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم
باران یا برف چه فرقی میکند ؟ تو که باشی ، هوا که هیچ زندگی خوب است …
توی این برف و سرما می تونم خودمو گرم کنم امــا جواب دلمو چی بدم ؟
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت می توان گفت که من چلچله باغ توام مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف سخت محتاج به گرمای توام
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست بعضی حرف ها زمستونیه
یه گاز از دماغت میدی؟ ( از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی )
برای آدم برفی چشم نگذار وگرنه آب که نمی شود ، هیچ تا یک عمر هم خیره به رد پاهایت می ماند
آدم برفی نبودم که به پایت یک شبه آب شوم من مو به مو سفید شدم
بر لبم نام تو را می برم تا برف مثل قند در دل زمستان آب شود
دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم می کرد و می گفت : پاشو ببین چه برفی اومده
خدا زیباست این را در دانه دانه های برف می بینم
زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه
رفاقت مثل آدم برفی می مونه درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت
برف میبارد و همه خوشحالند و من غمگین دارد رد پاهایت را می پوشاند برف
تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری آرزو می کنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستان ها هم برفی بود
شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم
باران یا برف چه فرقی میکند ؟ تو که باشی ، هوا که هیچ زندگی خوب است …
توی این برف و سرما می تونم خودمو گرم کنم امــا جواب دلمو چی بدم ؟
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت می توان گفت که من چلچله باغ توام مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف سخت محتاج به گرمای توام
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست بعضی حرف ها زمستونیه
یه گاز از دماغت میدی؟ ( از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی )
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}