{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ دختره ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﮕﺲ ﺭﻭﻱ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭشو ﺑﺎ ﻣﻮﺱ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ . . . ﻣﯿﮕﻦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ از خنده ﺳﻮﺧﺘﻪ
سرعتـی کـه تـعطیلات تـو سپـری شدن داشت . . . مـرحـوم مـیگ مـیگ نـداشت!
یه اصل اساسی تو فیلم های هندی هست که میگه : نقش اول هرگز در دعوا از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالتی دیگر تبدیل میشود!
مورد داشتیم از پسره سنشو پرسیدن سه سال کمتر گفته
ما یه معلم داشتیم خیلی بچه ها رو درک میکرد میگفت اشکال نداره درس نخونین جامعه حمال هم لازم داره تا جاییکه میدونم اکثرا هم به حرفش گوش دادن
یه زمانی انقد خاستگار بود دخترا الکی حلقه دستشون میکردن کسی مزاحم نشه الان آستین مانتو رو تا آرنج میدن بالا همه ببین چیزی نیست بازم خاستگار نیست که نیست
نهایی، شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَم گاهی لباسِ برگ میپوشد گاهی لباسِ برف اما؛ همیشه هست
ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻯ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﻛُﻤﺎ
من هر موقع تو تاکسی تنها باشم . . . جوری ملت رو نگاه میکنم که فک کنن دربست گرفتم ! یعنی عاشق این حرکاتمم
پاییز را تو آوردهای مرا، عاشقانههام حالا بیا سرِ سُفرهی ماه وُ دوباره بگو: بسم الله!
باران میآید و قارچها مثلِ قارچ سر و کلّهشان پیدا میشود! امّا تو…؛ تو چند بارانِ دیگر دوباره سر از خاک برمیداری؟
قایقَت میشوم – بادبانَم باش بگذار هرچه حرفْ پَشتِمان میزنند مردم بادِ هوا شود دوورتَرِمان کند!
در آینهاَت خودم را میبینم ای ماه میان اینهمه ستارهای وُ باز تنها
دیروزکلیدمو تو ساختمون گم کردم امروز رفتم از سرایدارمون میپرسم که کلید پیدا نکرده کسی براتون بیاره؟ گفت مشخصات بده گفتم چند تا کلیده وصله به یه حلقه گفت : عه خودشه بیا بگیر :|
امروز صبح دختر عزیزی زنگ زده برای خرید بلیط کنسرت گفت: چنده؟ گفتیم: 40 تومانی ، 60 تومانی ، 70 تومانی و … گفت: اینا چه فرقی میکنن؟ گفتیم: بستگی داره که شما کجا بشینین! گفت: ما ستارخان میشینیم :|
چیزمو ول کن خودت چیزمو ول کن چیز خودمه نخیر چیز منه کشمکش دو موش سر چیز (Cheese = پنیر) افکار خاک برسریتو ببر جای دیگه اینجا زن و بچه زندگی می کنه
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ دختره ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﮕﺲ ﺭﻭﻱ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭشو ﺑﺎ ﻣﻮﺱ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ . . . ﻣﯿﮕﻦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ از خنده ﺳﻮﺧﺘﻪ
سرعتـی کـه تـعطیلات تـو سپـری شدن داشت . . . مـرحـوم مـیگ مـیگ نـداشت!
یه اصل اساسی تو فیلم های هندی هست که میگه : نقش اول هرگز در دعوا از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالتی دیگر تبدیل میشود!
مورد داشتیم از پسره سنشو پرسیدن سه سال کمتر گفته
ما یه معلم داشتیم خیلی بچه ها رو درک میکرد میگفت اشکال نداره درس نخونین جامعه حمال هم لازم داره تا جاییکه میدونم اکثرا هم به حرفش گوش دادن
یه زمانی انقد خاستگار بود دخترا الکی حلقه دستشون میکردن کسی مزاحم نشه الان آستین مانتو رو تا آرنج میدن بالا همه ببین چیزی نیست بازم خاستگار نیست که نیست
نهایی، شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَم گاهی لباسِ برگ میپوشد گاهی لباسِ برف اما؛ همیشه هست
ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻯ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﻛُﻤﺎ
من هر موقع تو تاکسی تنها باشم . . . جوری ملت رو نگاه میکنم که فک کنن دربست گرفتم ! یعنی عاشق این حرکاتمم
پاییز را تو آوردهای مرا، عاشقانههام حالا بیا سرِ سُفرهی ماه وُ دوباره بگو: بسم الله!
باران میآید و قارچها مثلِ قارچ سر و کلّهشان پیدا میشود! امّا تو…؛ تو چند بارانِ دیگر دوباره سر از خاک برمیداری؟
قایقَت میشوم – بادبانَم باش بگذار هرچه حرفْ پَشتِمان میزنند مردم بادِ هوا شود دوورتَرِمان کند!
در آینهاَت خودم را میبینم ای ماه میان اینهمه ستارهای وُ باز تنها
دیروزکلیدمو تو ساختمون گم کردم امروز رفتم از سرایدارمون میپرسم که کلید پیدا نکرده کسی براتون بیاره؟ گفت مشخصات بده گفتم چند تا کلیده وصله به یه حلقه گفت : عه خودشه بیا بگیر :|
امروز صبح دختر عزیزی زنگ زده برای خرید بلیط کنسرت گفت: چنده؟ گفتیم: 40 تومانی ، 60 تومانی ، 70 تومانی و … گفت: اینا چه فرقی میکنن؟ گفتیم: بستگی داره که شما کجا بشینین! گفت: ما ستارخان میشینیم :|
چیزمو ول کن خودت چیزمو ول کن چیز خودمه نخیر چیز منه کشمکش دو موش سر چیز (Cheese = پنیر) افکار خاک برسریتو ببر جای دیگه اینجا زن و بچه زندگی می کنه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}