{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حواسم به همه چیز جمع است غیر از تو ! آخه مگه غیر تو میتونه برام کاری کنه ؟
وقتی در مقابل تو می نشینم و قصد می کنم با تو حرف بزنم این قلب خرابم ، اینقدر جای این و اون شده ، که نمی تونه با تو ارتباط برقرار کنه
ای خدا یک نگاه بکن آخه این درسته ؟ من نمیتونم با تو حرف بزنم این نفسم به من اجازه نمیده
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ یک جرعه ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺪا . . .
خداوندا مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو با تو بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من باتو نشسته روی به محراب و دل به بازارم ؟
خدا مرحم تمام دردهاست هرچه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد
خداوند امید شجاعان است نه بهانه ی ترسوها
او همیشه آغوشش باز است نگفته تو را میخواند اگر هیچکس نیست خدا که هست
چه زیبا خالقی دارم چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا با آنکه می داند گنه کارم
دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است ، پر بکش
نگران فردایت نباش خدای دیروز و امروزت ، فردا هم است
خدایا در ۲ راهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده نکند که با نسیمی راهم را کج کنم !
خداوندا خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام !
همه ی ترس ها ، دلهره ها ، دلتنگی ها ، تنهایی ها و همه دردا رو خط می زنم با یه واژه ! خدا
خدایا گوش کن به التماسهای من ! شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز مرا گوش کن مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز
در دستور زبان عرفان فعل اینگونه صرف می شود : من نیستم ، تو نیستی ، او ( خدا ) همیشه هست !
حواسم به همه چیز جمع است غیر از تو ! آخه مگه غیر تو میتونه برام کاری کنه ؟
وقتی در مقابل تو می نشینم و قصد می کنم با تو حرف بزنم این قلب خرابم ، اینقدر جای این و اون شده ، که نمی تونه با تو ارتباط برقرار کنه
ای خدا یک نگاه بکن آخه این درسته ؟ من نمیتونم با تو حرف بزنم این نفسم به من اجازه نمیده
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ یک جرعه ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺪا . . .
خداوندا مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو با تو بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من باتو نشسته روی به محراب و دل به بازارم ؟
خدا مرحم تمام دردهاست هرچه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد
خداوند امید شجاعان است نه بهانه ی ترسوها
او همیشه آغوشش باز است نگفته تو را میخواند اگر هیچکس نیست خدا که هست
چه زیبا خالقی دارم چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا با آنکه می داند گنه کارم
دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است ، پر بکش
نگران فردایت نباش خدای دیروز و امروزت ، فردا هم است
خدایا در ۲ راهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده نکند که با نسیمی راهم را کج کنم !
خداوندا خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام !
همه ی ترس ها ، دلهره ها ، دلتنگی ها ، تنهایی ها و همه دردا رو خط می زنم با یه واژه ! خدا
خدایا گوش کن به التماسهای من ! شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز مرا گوش کن مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز
در دستور زبان عرفان فعل اینگونه صرف می شود : من نیستم ، تو نیستی ، او ( خدا ) همیشه هست !
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}