{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
همسایمون ساعت ۱ شب پیانو زدنش گرفته رفتم دم خونش میگه صدای پیانو اذیتتون میکنه؟ میگم پ نه پ میخواستم آهنگ سلطان قلبها رو درخواست کنم برامون بزنی حالشو ببریم
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟ پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟ از کارت راضی هستی یا نه
رفتم سر قبر بابابزرگم یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟ پ ن پ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره
می گم صبح ساعت 5 دارم میرم تنگ كوه میگه اه با دوستات؟ پ ن پ با فرشته هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دورم جمع می شن
رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور پ ن پ یه سرعت گیر می زنیم رو پشت بوم
دمِ تلفن همگانی به یارو میگم : میشه بدین منم یه زنگ بزنم؟ میگه : کارت تلفونو؟ پ ن پ شماره اونی که باهاش حرف میزدیو
رفتم سرِ خاكِ مادربزرگم دارم با یه تیكه سنگ كوچولو میزنم به سنگِ قبرش خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟ میگم پ ن پ كلید نیاوردم موندم پشتِ در
رفتم کفاشی میگم : آقا واکس دارید؟ میگه: واسه کفشت میخوای؟ میگم : پ ن پ رنجرم برای استتار صورتم می خوام
من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.
دکتر به مریضش میگه متاسفانه تو عکس پاتون از دو ناحیه شکسته یارو میگه یعنی میخوایید گچ بگیریدش؟ پ ن پ می خوام بدم بچه ها با فتوشاپ درستش کنند
دل دردهای شدید دارم دکتر نوشته سونوگرافی رفتم یارو میگه به خاطر دل دردهات سونوگرافی اومدی پ ن پ اومدم ببینم بچه ام اگه دختره بندازمش آخه شوهرم دختر دوست نداره
فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلمهایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد.
تو مراسم خواستگاری بودم که دختر خانم با سینی چایی اومد داخل ! شروع کرد به چایی دادن رسید به من سینی رو گرفت جلوم و گفت بفرمایین گفتم ممنون اهلش نیستم گفت منظرتون چاییه؟ پ ن پ ازدواجو میگم
شب خونه ی پسرخالم بودم داشتیم فیلم میدیدیم خالم میاد تو اتاق منو میبینه میگه : تویی؟ پ ن پ دزدم اومدم یه فیلم ببینم برم
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ، اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص.
سگم رو بردم پیش دامپزشک منشیش میگه سگتون مریضه؟ میگم پ نَ پ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه
همسایمون ساعت ۱ شب پیانو زدنش گرفته رفتم دم خونش میگه صدای پیانو اذیتتون میکنه؟ میگم پ نه پ میخواستم آهنگ سلطان قلبها رو درخواست کنم برامون بزنی حالشو ببریم
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟ پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟ از کارت راضی هستی یا نه
رفتم سر قبر بابابزرگم یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟ پ ن پ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره
می گم صبح ساعت 5 دارم میرم تنگ كوه میگه اه با دوستات؟ پ ن پ با فرشته هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دورم جمع می شن
رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور پ ن پ یه سرعت گیر می زنیم رو پشت بوم
دمِ تلفن همگانی به یارو میگم : میشه بدین منم یه زنگ بزنم؟ میگه : کارت تلفونو؟ پ ن پ شماره اونی که باهاش حرف میزدیو
رفتم سرِ خاكِ مادربزرگم دارم با یه تیكه سنگ كوچولو میزنم به سنگِ قبرش خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟ میگم پ ن پ كلید نیاوردم موندم پشتِ در
رفتم کفاشی میگم : آقا واکس دارید؟ میگه: واسه کفشت میخوای؟ میگم : پ ن پ رنجرم برای استتار صورتم می خوام
من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.
دکتر به مریضش میگه متاسفانه تو عکس پاتون از دو ناحیه شکسته یارو میگه یعنی میخوایید گچ بگیریدش؟ پ ن پ می خوام بدم بچه ها با فتوشاپ درستش کنند
دل دردهای شدید دارم دکتر نوشته سونوگرافی رفتم یارو میگه به خاطر دل دردهات سونوگرافی اومدی پ ن پ اومدم ببینم بچه ام اگه دختره بندازمش آخه شوهرم دختر دوست نداره
فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلمهایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد.
تو مراسم خواستگاری بودم که دختر خانم با سینی چایی اومد داخل ! شروع کرد به چایی دادن رسید به من سینی رو گرفت جلوم و گفت بفرمایین گفتم ممنون اهلش نیستم گفت منظرتون چاییه؟ پ ن پ ازدواجو میگم
شب خونه ی پسرخالم بودم داشتیم فیلم میدیدیم خالم میاد تو اتاق منو میبینه میگه : تویی؟ پ ن پ دزدم اومدم یه فیلم ببینم برم
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ، اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص.
سگم رو بردم پیش دامپزشک منشیش میگه سگتون مریضه؟ میگم پ نَ پ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}