{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشکای منو ببینی , چون من توی آبم.. آب جواب داد اما من میتونم اشکای تو رو احساس کنم چون تو توی قلب منی…
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.
سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟ نمی گی من دلمو لازم دارم؟
یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی
شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری
بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد ما منتظران اگر بخواهیم همه امسال همان سال فرج خواهد شد
مژده که میلاد منجى بشر آمد فُلک هدى را، دلیل و راهبر آمد مژده! که آمد خدیو عالم امکان حجّت برحق، امام منتظر آمد . . .
واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید ولنتاین مبارک
ما التماس روز ظهور توأیم لیک هر وقت، هر زمان که دلت بود میرسی روزی تو میرسی و علی شاد میشود بغض گلوی فاطمه آزاد میشود
آید آن صبح درخشانى که من مى خواستم روشنى بخش دل و جانى، که من مى خواستم از نسیم جانفزاى گلشن آل رسول بشکفد گلهاى بستانى که من مى خواستم
زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست ما گرد و خاک پای تو را جمکران کنیم یک گوشه از نگاه تو را آسمان کنیم
بار دیگر مژده بر ما مى دهند نور امیدى به دلها مى دهند در شب میلاد مهدى قدسیان گل بدست پاک زهرا مى دهند در رخ مهدى خدا را بنگرد هر که را اذن تماشا مى دهند
ما را به جز خیالت، فکرى دگر نباشد در هیچ سر خیالى زین خوبتر نباشد کى شبروان کویت، آرند ره به سویت عکسى ز شمع رویت تا راهبر نباشد
ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشکای منو ببینی , چون من توی آبم.. آب جواب داد اما من میتونم اشکای تو رو احساس کنم چون تو توی قلب منی…
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.
سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟ نمی گی من دلمو لازم دارم؟
یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی
شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری
بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد ما منتظران اگر بخواهیم همه امسال همان سال فرج خواهد شد
مژده که میلاد منجى بشر آمد فُلک هدى را، دلیل و راهبر آمد مژده! که آمد خدیو عالم امکان حجّت برحق، امام منتظر آمد . . .
واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید ولنتاین مبارک
ما التماس روز ظهور توأیم لیک هر وقت، هر زمان که دلت بود میرسی روزی تو میرسی و علی شاد میشود بغض گلوی فاطمه آزاد میشود
آید آن صبح درخشانى که من مى خواستم روشنى بخش دل و جانى، که من مى خواستم از نسیم جانفزاى گلشن آل رسول بشکفد گلهاى بستانى که من مى خواستم
زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست ما گرد و خاک پای تو را جمکران کنیم یک گوشه از نگاه تو را آسمان کنیم
بار دیگر مژده بر ما مى دهند نور امیدى به دلها مى دهند در شب میلاد مهدى قدسیان گل بدست پاک زهرا مى دهند در رخ مهدى خدا را بنگرد هر که را اذن تماشا مى دهند
ما را به جز خیالت، فکرى دگر نباشد در هیچ سر خیالى زین خوبتر نباشد کى شبروان کویت، آرند ره به سویت عکسى ز شمع رویت تا راهبر نباشد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}