{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
میخواهی من را به بیخبری از خودت عادت بدهی ؟ من به بیخبری از تو عادت نمیکنم به نبودنت عادت نمیکنم به بودنت عادت نمیکنم من فقط میتوانم عاشق بشوم که شدهام
پدر گرامی داشتن شماره میگرفتن!!!!!!!منه خر بهش گفتم بابا دست تو دماغ!؟!؟!!؟! یهو گودزیلا در ادامه حرف من گفت:کاره الاغ o_O چرا منو بیرون میکنین آخه مگه من گفتم!؟
بهترین نقاش دنیا هم که باشی زیباترین انتظار را چشم ها می کشند …
باور نمی کنم مردی که از راه دور بوسه می نوشت درجنگی میان کشورهای مان تفنگش را سمتم نشانه بگیرد باور نمی کنم خوشبختی ام به مرز نرسیده گلوله خورده است
آدمی به خاطر قلبی که شکسته است قهر کردن را برای خودش دست و پا کرده وقتی می بیند نمی تواند که ببخشد سکوت را اختیار می کند
امروز خونه زن عموم اینا بودم زن عموم داش ب ګودزیلاش میګفت عرفان دماغت مصه نیماعهږ ګفتم عه زن عمو دماغ من ب ای خوشکلی چرا بش امید میدی میګه احمق دارم بچه رو مایوس مسکنمږ ای خداااااااااا فامیله داریم؟
گودزیلای فامیلمون 2 سالشه...هرچی ک دستش باشه،ازش بپرسی اینو خریدی؟تو چشمت زل میزنه میگه نه دوزیدم ( دزدیدم ) !!! ینی تربیتش تو حلق داییش ک اینا رو یادش میده :|
یه پسر خاله دارم به باباش میگه پدر به مامانش هم میگه مادر، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم ^ــ^
“گلم” که صدایت می کنم شمعدانی چه اخمی می کند! مانده ام “جانم” را چقدر آهسته بگویمت که هم تو بشنوی و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد.
یکی از تفریحات سالم بابام اینه که وقتی تو اتاقم تنهام تو جو یه آهنگم میاد پخ میکنه میره -_- ینی از ترس اتاقمو سیل بر میداره هااااااااااا فکو فامیله آخه؟؟؟؟
همیشه اولین ها خوب به خاطر می مانند اولین معلم اولین نگاه اولین هم آغوشی اولین نفر نبودم که تو را بوسید برای همین زود فراموش شدم
دستی از غروب بیرون می زند روی کاغذ عکسِ یک قلب می کشد عکسِ خطی شکسته و سیاه شعری بی دوام عکسِ اشک عکس آهی ناتمام عکس امضای شاعری همچنان درگیرِ سراب دستی جمعه ها را دلگیر می کند
بگو چه وقت دوستت نداشته باشم کدام روز کدام ساعت بگو تا نگویند مرگ خبر نمی کند…
گاهی هیچ چیزی درست عمل نمی کند جز همان دولولی که رویِ شقیقه ی زندگی گذاشته ای به معجزه ی لحظه ی آخر هیچ اعتباری نیست حواست به قمارهایی که هنوز نباختهای باشد
تو را تیرباران کردند تنها لباس هایت به من رسید سال هاست از سوراخ های روی پیراهنت دنیا را نگاه می کنم
دروغ می گویند: “آینده همین فرداست” آینده دیروزی بود که با خودت بردی
میخواهی من را به بیخبری از خودت عادت بدهی ؟ من به بیخبری از تو عادت نمیکنم به نبودنت عادت نمیکنم به بودنت عادت نمیکنم من فقط میتوانم عاشق بشوم که شدهام
پدر گرامی داشتن شماره میگرفتن!!!!!!!منه خر بهش گفتم بابا دست تو دماغ!؟!؟!!؟! یهو گودزیلا در ادامه حرف من گفت:کاره الاغ o_O چرا منو بیرون میکنین آخه مگه من گفتم!؟
بهترین نقاش دنیا هم که باشی زیباترین انتظار را چشم ها می کشند …
باور نمی کنم مردی که از راه دور بوسه می نوشت درجنگی میان کشورهای مان تفنگش را سمتم نشانه بگیرد باور نمی کنم خوشبختی ام به مرز نرسیده گلوله خورده است
آدمی به خاطر قلبی که شکسته است قهر کردن را برای خودش دست و پا کرده وقتی می بیند نمی تواند که ببخشد سکوت را اختیار می کند
امروز خونه زن عموم اینا بودم زن عموم داش ب ګودزیلاش میګفت عرفان دماغت مصه نیماعهږ ګفتم عه زن عمو دماغ من ب ای خوشکلی چرا بش امید میدی میګه احمق دارم بچه رو مایوس مسکنمږ ای خداااااااااا فامیله داریم؟
گودزیلای فامیلمون 2 سالشه...هرچی ک دستش باشه،ازش بپرسی اینو خریدی؟تو چشمت زل میزنه میگه نه دوزیدم ( دزدیدم ) !!! ینی تربیتش تو حلق داییش ک اینا رو یادش میده :|
یه پسر خاله دارم به باباش میگه پدر به مامانش هم میگه مادر، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم ^ــ^
“گلم” که صدایت می کنم شمعدانی چه اخمی می کند! مانده ام “جانم” را چقدر آهسته بگویمت که هم تو بشنوی و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد.
یکی از تفریحات سالم بابام اینه که وقتی تو اتاقم تنهام تو جو یه آهنگم میاد پخ میکنه میره -_- ینی از ترس اتاقمو سیل بر میداره هااااااااااا فکو فامیله آخه؟؟؟؟
همیشه اولین ها خوب به خاطر می مانند اولین معلم اولین نگاه اولین هم آغوشی اولین نفر نبودم که تو را بوسید برای همین زود فراموش شدم
دستی از غروب بیرون می زند روی کاغذ عکسِ یک قلب می کشد عکسِ خطی شکسته و سیاه شعری بی دوام عکسِ اشک عکس آهی ناتمام عکس امضای شاعری همچنان درگیرِ سراب دستی جمعه ها را دلگیر می کند
بگو چه وقت دوستت نداشته باشم کدام روز کدام ساعت بگو تا نگویند مرگ خبر نمی کند…
گاهی هیچ چیزی درست عمل نمی کند جز همان دولولی که رویِ شقیقه ی زندگی گذاشته ای به معجزه ی لحظه ی آخر هیچ اعتباری نیست حواست به قمارهایی که هنوز نباختهای باشد
تو را تیرباران کردند تنها لباس هایت به من رسید سال هاست از سوراخ های روی پیراهنت دنیا را نگاه می کنم
دروغ می گویند: “آینده همین فرداست” آینده دیروزی بود که با خودت بردی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}