{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
داشتم میرفتم چالوس رفتم بغالی یارو فکر میکرد رد بول همون رانیه دونه ای 500 میداد(چهار سال پیش)خیلی شیک و مجلسی یخچال رو خالی کردم.یه همچین پسر مهربونی ام من
ما کشته عشقیم ، محبت کفن ماست . پرونده رنجیم ، رفاقت هدف ماست ...
الهی فندوق بشی سنجاب بشم گازت بگیرم / اگه گریه کنی ماچت کنم لپ تو بگیرم
آقا (اغقا)با مامانم نشسیم جوک میخونیم میگه خدایا کی شه من یه لب تاب بخرم برم تو4جوک جوک بخونم و به این آرزوم برسم مامانه منو باش با این آرزوهاش
همین امشب از غصه ها میمیرم انتقام خومو از دو تامون میگیرم دیگه از دسته تو هم کاری بر نیاد باید آروم بگیرم / مثل نور یه شهاب کوچیک رد میشم از تو چشات باز دوباره میفتم از چشات بی صدا می میرم
چرا تو خونه ما موقع کتک زدن بنده یا فحش دادن بهم یکی نمیگه لعنت بر شیطون و بغلم کنه و اشک تو چشماش جمع بشه؟؟؟ لایک:ای خواهر اینحرفا مال تو فیلماست.وضع ماهم همینه....
زمین به طرز مشکوکی گرده ، از هر طرف میرم لیز می خورم میام کنار تو ... با تقدیر تبانی کردی ، می دونم .!
تادیروزدخترخانومای فامیل توخیابون جواب سلامم بهمون نمیدادندولی حالاکه داریم پزیشکی میگیریم بهمون اس ام اس هم میدند خدایش فک و فامیل شغل پرست من دارم؟
خدایا بالاخره به ارزوم رسیدم یه زن دارم میگیرم که ازاین داداشای گودزیلا یدونه داره ای بکوبمشا خدایا به بزرگترین ارزوم رسیدم متشکرم
بعضی وقتا مامانم توی جمع چیزایی از بچگیم میگه… که آرزو میکنم کاش لحظه ی اول عمرم سقط میشدم =))))
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ : ﺯﻭﺩ ﭼـﻦ ﺗـﺎ ﺍﺱ ﻋـﺎﺷﻘـﺎﻧﻪ ﺳﻨﺪ ﮐـﻦ ﺑـﯿﺎﺩ ، ﻣـﻬﺮﻧﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﻣـﯿﭙﺮﻩ !. ﺑـﻐﺮﻋﺂﻥ ۱۴ ﺳـﺎﻟﺸـﻪ
آقا امروز رفتیم خونه عموم اینا دختر عموم به جای اینکه بگه مثنوی معنوی میگه مثنوی مدنی اگه کسی فهمید این کتاب چیه بنویسه.(:
مامانم اومده به غذا سر بزنه میگه: خاک تو سرت کنن تا الان که نپخته بودی الانم که پختی سوختی!! من :|
مادر بزرگه قرار بوده بره دکتر...نوه اش بهش زنگ میزنه میگه رفتی دکتر؟دکتر چی گفت؟میگه رفتم امارات و چیتی اسکن...(ترجمه ام آر آی و سیتی اسکن).اصن یه وضیههههههههه...........
آغا ببينيد من با كيا زندگي ميكنم بچه كه بودم خواهرم توي آب نمك ميريخت بهم ميداد الكي ميگفت آب قنده منم هي ميخوردم فشارم ميفتاد خواهرم از خنده ريسه ميرفت فك و فاميله ما داريم آخه؟!؟! اولين پستمه
واسمون کارت دعوت عروسی اوردن بخداقسم زیرش نوشته بود نکته :هنگام ورودعروس دومادمیوه پوست نکنیداخه چسب زخم نداریم"حالا قیافشون عین بقیه پول ماست بخدا این فامیلارو به ما انداختن
داشتم میرفتم چالوس رفتم بغالی یارو فکر میکرد رد بول همون رانیه دونه ای 500 میداد(چهار سال پیش)خیلی شیک و مجلسی یخچال رو خالی کردم.یه همچین پسر مهربونی ام من
ما کشته عشقیم ، محبت کفن ماست . پرونده رنجیم ، رفاقت هدف ماست ...
الهی فندوق بشی سنجاب بشم گازت بگیرم / اگه گریه کنی ماچت کنم لپ تو بگیرم
آقا (اغقا)با مامانم نشسیم جوک میخونیم میگه خدایا کی شه من یه لب تاب بخرم برم تو4جوک جوک بخونم و به این آرزوم برسم مامانه منو باش با این آرزوهاش
همین امشب از غصه ها میمیرم انتقام خومو از دو تامون میگیرم دیگه از دسته تو هم کاری بر نیاد باید آروم بگیرم / مثل نور یه شهاب کوچیک رد میشم از تو چشات باز دوباره میفتم از چشات بی صدا می میرم
چرا تو خونه ما موقع کتک زدن بنده یا فحش دادن بهم یکی نمیگه لعنت بر شیطون و بغلم کنه و اشک تو چشماش جمع بشه؟؟؟ لایک:ای خواهر اینحرفا مال تو فیلماست.وضع ماهم همینه....
زمین به طرز مشکوکی گرده ، از هر طرف میرم لیز می خورم میام کنار تو ... با تقدیر تبانی کردی ، می دونم .!
تادیروزدخترخانومای فامیل توخیابون جواب سلامم بهمون نمیدادندولی حالاکه داریم پزیشکی میگیریم بهمون اس ام اس هم میدند خدایش فک و فامیل شغل پرست من دارم؟
خدایا بالاخره به ارزوم رسیدم یه زن دارم میگیرم که ازاین داداشای گودزیلا یدونه داره ای بکوبمشا خدایا به بزرگترین ارزوم رسیدم متشکرم
بعضی وقتا مامانم توی جمع چیزایی از بچگیم میگه… که آرزو میکنم کاش لحظه ی اول عمرم سقط میشدم =))))
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ : ﺯﻭﺩ ﭼـﻦ ﺗـﺎ ﺍﺱ ﻋـﺎﺷﻘـﺎﻧﻪ ﺳﻨﺪ ﮐـﻦ ﺑـﯿﺎﺩ ، ﻣـﻬﺮﻧﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﻣـﯿﭙﺮﻩ !. ﺑـﻐﺮﻋﺂﻥ ۱۴ ﺳـﺎﻟﺸـﻪ
آقا امروز رفتیم خونه عموم اینا دختر عموم به جای اینکه بگه مثنوی معنوی میگه مثنوی مدنی اگه کسی فهمید این کتاب چیه بنویسه.(:
مامانم اومده به غذا سر بزنه میگه: خاک تو سرت کنن تا الان که نپخته بودی الانم که پختی سوختی!! من :|
مادر بزرگه قرار بوده بره دکتر...نوه اش بهش زنگ میزنه میگه رفتی دکتر؟دکتر چی گفت؟میگه رفتم امارات و چیتی اسکن...(ترجمه ام آر آی و سیتی اسکن).اصن یه وضیههههههههه...........
آغا ببينيد من با كيا زندگي ميكنم بچه كه بودم خواهرم توي آب نمك ميريخت بهم ميداد الكي ميگفت آب قنده منم هي ميخوردم فشارم ميفتاد خواهرم از خنده ريسه ميرفت فك و فاميله ما داريم آخه؟!؟! اولين پستمه
واسمون کارت دعوت عروسی اوردن بخداقسم زیرش نوشته بود نکته :هنگام ورودعروس دومادمیوه پوست نکنیداخه چسب زخم نداریم"حالا قیافشون عین بقیه پول ماست بخدا این فامیلارو به ما انداختن
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}