{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
یک روز بدون خنده، روزی است به هدر رفته . چارلی چاپلین
اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی دیگه در مورد آزادی شعار نده . آلبرکامو
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد به من گفت:نرو که بن بسته! گوش نکردم ، رفتم وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم . . .
همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز ...
حکیمی را گفتند جمله ای بگو که وقتی غمگینیم شادمان کند و وقتی شادیم غمگینمان کند حکیم گفت: "این نیز بگذرد"
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین است
براي ياد گرفتن انچه ميخواستم بدانم احتياج به پيري داشتم اكنون براي خوب به پا كردن انچه كه ميدانم احتياج به جواني دارم
به دنیا زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان به کوتاهی قدم باشد.
ترديدها به ماخيانت مي كنند تا به آنچه لياقتش را داريم نرسيم (شكسپير)
من در سرزمینی زنگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمیرسند و رسیدن سهم کسانی است که نمی دوند! «دکتر شریعتی»
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن...
چارلي چاپلين ميگه: شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا پايکوبي کن
کسانی را می شناسم که تنها از دور زیبا هستند، درست به مانند خورشید ، همین که از حدی به آن ها نزدیک تر شدی چنان می سوزانند که چیزی از تو باقی نمی گذارند. هنوز که هنوز فلسفه اش را ندانستم!
از انسانها غمی به دل نگیرزیرا خود نیز غمگینند! زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند! زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند. دکتر شریعتی
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي
چشمه به سنگ های راه نمی اندیشد. تشنه گیاهانی هستند که در انتظارند.
یک روز بدون خنده، روزی است به هدر رفته . چارلی چاپلین
اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی دیگه در مورد آزادی شعار نده . آلبرکامو
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد به من گفت:نرو که بن بسته! گوش نکردم ، رفتم وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم . . .
همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز ...
حکیمی را گفتند جمله ای بگو که وقتی غمگینیم شادمان کند و وقتی شادیم غمگینمان کند حکیم گفت: "این نیز بگذرد"
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین است
براي ياد گرفتن انچه ميخواستم بدانم احتياج به پيري داشتم اكنون براي خوب به پا كردن انچه كه ميدانم احتياج به جواني دارم
به دنیا زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان به کوتاهی قدم باشد.
ترديدها به ماخيانت مي كنند تا به آنچه لياقتش را داريم نرسيم (شكسپير)
من در سرزمینی زنگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمیرسند و رسیدن سهم کسانی است که نمی دوند! «دکتر شریعتی»
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن...
چارلي چاپلين ميگه: شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا پايکوبي کن
کسانی را می شناسم که تنها از دور زیبا هستند، درست به مانند خورشید ، همین که از حدی به آن ها نزدیک تر شدی چنان می سوزانند که چیزی از تو باقی نمی گذارند. هنوز که هنوز فلسفه اش را ندانستم!
از انسانها غمی به دل نگیرزیرا خود نیز غمگینند! زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند! زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند. دکتر شریعتی
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي
چشمه به سنگ های راه نمی اندیشد. تشنه گیاهانی هستند که در انتظارند.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}