{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
عاشق که میشوی همه چیز بی علت میشود،و تمام دنیا علت میشود که عشق را از تو بگیرد…!
چه خدای مهربانی داریم ... می تواند مچ ما را بگیرد ... ولی همیشه دست مارا می گیرد.
غربت رانبایددرالفبای شهرغریب جستجوکرد....همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد....توغریبی!
حیف!!! چه صادقانه توراگل خطاب میکردم وچه ناباورانه باورکردی وبه گلدان دیگری رفتی...
خدای من خدای من، وقتی در زندگی ام کم رنگ شدی، هزار کلمه، هزار ایده، هزار.. بر جای خالی ات ریختم، پر نشد.. به گمانم از جنس بی نهایتی..خدای من برگرد که تهی شده ام...
از وقتی که نیستی خدا میداند چقدر آب به صورتم پاشیده ام... لعنتی... این کابوس انقدر واقعی ست که از خواب بیدار نمیشوم!
از آن روز که رفته ای، کارت شارژها را سیگار میخرم، و با خیابان ها حرف میزنم! همینطوری پیش یرود... گوشیم را هم باید بفروشم،کفش بخرم...
خدایا ما اکر بد کنیم تورا بنده خوب بسیار است............ تو اگر مدارا نکنی مارا خدای دیگر کجاست.................
یکی بود یکی نبود ،دل من تنگ تو بود اس ام اس بهونه بود ،فکر من یاد تو بود
گفتم تمام وجودم از آن تو بود... مشکلت چه بود که با من چنین کردی؟؟؟ گفت:آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی...
یه وقتاییم هس دلامون تنگ میشه نمیدونیم برا کی میگیره نمیدونیم برا چی غافل از اینکه شاید داره صدامون میکنه.. خدایا ببخش...
خدایا... دستم را بگير ... و مرا ببر به دور "دست" هايی که... در "دسترس " هيچ "دستی" نباشم ....
خدایا!تا جان در بدن دارم ، به تو و تختت میچسبم تا برکت هایت را بر من ببارانی ، برکت هایی که جرات درخواستشان را نداشتم .
چقدر پدال دوچرخه عشق مون سفت شده !!! شاید من خسته شدم ؟ و شاید هم شیب زیاد شده ؟ اصلأ شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی ...
روح خدا در ماست ، پس قدرت داریم و ضعیف و بی عرضه نیستیم . اگر خدا درون من است پس از کی بترسم؟
همه میگن یادش بخیر قدیما... من میگم یادش بخیر" الان"... چون دنیایی شده که میدونم فردا شاید کنارم نباشه...
عاشق که میشوی همه چیز بی علت میشود،و تمام دنیا علت میشود که عشق را از تو بگیرد…!
چه خدای مهربانی داریم ... می تواند مچ ما را بگیرد ... ولی همیشه دست مارا می گیرد.
غربت رانبایددرالفبای شهرغریب جستجوکرد....همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد....توغریبی!
حیف!!! چه صادقانه توراگل خطاب میکردم وچه ناباورانه باورکردی وبه گلدان دیگری رفتی...
خدای من خدای من، وقتی در زندگی ام کم رنگ شدی، هزار کلمه، هزار ایده، هزار.. بر جای خالی ات ریختم، پر نشد.. به گمانم از جنس بی نهایتی..خدای من برگرد که تهی شده ام...
از وقتی که نیستی خدا میداند چقدر آب به صورتم پاشیده ام... لعنتی... این کابوس انقدر واقعی ست که از خواب بیدار نمیشوم!
از آن روز که رفته ای، کارت شارژها را سیگار میخرم، و با خیابان ها حرف میزنم! همینطوری پیش یرود... گوشیم را هم باید بفروشم،کفش بخرم...
خدایا ما اکر بد کنیم تورا بنده خوب بسیار است............ تو اگر مدارا نکنی مارا خدای دیگر کجاست.................
یکی بود یکی نبود ،دل من تنگ تو بود اس ام اس بهونه بود ،فکر من یاد تو بود
گفتم تمام وجودم از آن تو بود... مشکلت چه بود که با من چنین کردی؟؟؟ گفت:آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی...
یه وقتاییم هس دلامون تنگ میشه نمیدونیم برا کی میگیره نمیدونیم برا چی غافل از اینکه شاید داره صدامون میکنه.. خدایا ببخش...
خدایا... دستم را بگير ... و مرا ببر به دور "دست" هايی که... در "دسترس " هيچ "دستی" نباشم ....
خدایا!تا جان در بدن دارم ، به تو و تختت میچسبم تا برکت هایت را بر من ببارانی ، برکت هایی که جرات درخواستشان را نداشتم .
چقدر پدال دوچرخه عشق مون سفت شده !!! شاید من خسته شدم ؟ و شاید هم شیب زیاد شده ؟ اصلأ شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی ...
روح خدا در ماست ، پس قدرت داریم و ضعیف و بی عرضه نیستیم . اگر خدا درون من است پس از کی بترسم؟
همه میگن یادش بخیر قدیما... من میگم یادش بخیر" الان"... چون دنیایی شده که میدونم فردا شاید کنارم نباشه...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}