{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
آرامش وجود من فقط تو چشمان توئه تو کنار من بمون دلم فقط به این خوشه
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.
باورت کرده ام ، باورم کن قفسم را شکستم تنهایم مگذار من با تمام بی بالی هایم تا انتهای این دنیا با تو پرواز خواهم کرد فقط به امید روزی که با تو به اوج برسم
خدا می داند که چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد . اعتماد کنید و بگذرید . هر که قرار باشد بماند ، همیشه خواهد ماند...
هنوز هم میان خنده هایت غمی نهفته است هنوز هم در عمق چشمانت کورسوی ناامیدی است. آری هنوز فراموش نکردی...
تلنگر کوچکیست باران ... وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست ...
لاک پشت صد ها بار توبه می کرد اگر می دانست ، بیرون آمدن از لاک آرزوی مشترکی است بین او و عقاب بالای سرش ...
دانی از زندگی چه خواهم من تو باشم،تو،پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو،بار دیگر تو
با عشق زندگی کردن، بزرگترین مبارزه زندگی است
خلاصه میگم: دوسش دارم چون زیباترین ترین هدیه زندگیمو بهم داد: یادم داد چطور عاشق باشم!
زندگی یعنی ناخواسته به دنیا آمدن ، مخفیانه گریستن، دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد مردن
دیشب تو فكرت بودم كه یه قطره اشك از چشمام جاری شد........ از اشك پرسیدم چرا اومدی؟؟؟ گفت آخه تو چشمات كسی هست كه دیگه اونجا جای من نیست....
خداوند دوست می دارد در وجود من، نه بنده ی خود را، بلکه خود را ببیند که به همگان خدمت می کند.
نگاهت هر قدر هم که دور باشد آرامم میکند و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه . . . چقدر رسیدنت را دوست دارم . . . آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی تنها برای “تو” هنوز گرم است . . .
وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . . تو باش ! هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است ...
با من باشگفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ایمن شکستم هر دو راگفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته امبه خاموشی مغرورانه اتشکستی تو مرابا تو گفتماز همه تنهایی ام خستگی ام ...
آرامش وجود من فقط تو چشمان توئه تو کنار من بمون دلم فقط به این خوشه
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.
باورت کرده ام ، باورم کن قفسم را شکستم تنهایم مگذار من با تمام بی بالی هایم تا انتهای این دنیا با تو پرواز خواهم کرد فقط به امید روزی که با تو به اوج برسم
خدا می داند که چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد . اعتماد کنید و بگذرید . هر که قرار باشد بماند ، همیشه خواهد ماند...
هنوز هم میان خنده هایت غمی نهفته است هنوز هم در عمق چشمانت کورسوی ناامیدی است. آری هنوز فراموش نکردی...
تلنگر کوچکیست باران ... وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست ...
لاک پشت صد ها بار توبه می کرد اگر می دانست ، بیرون آمدن از لاک آرزوی مشترکی است بین او و عقاب بالای سرش ...
دانی از زندگی چه خواهم من تو باشم،تو،پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو،بار دیگر تو
با عشق زندگی کردن، بزرگترین مبارزه زندگی است
خلاصه میگم: دوسش دارم چون زیباترین ترین هدیه زندگیمو بهم داد: یادم داد چطور عاشق باشم!
زندگی یعنی ناخواسته به دنیا آمدن ، مخفیانه گریستن، دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد مردن
دیشب تو فكرت بودم كه یه قطره اشك از چشمام جاری شد........ از اشك پرسیدم چرا اومدی؟؟؟ گفت آخه تو چشمات كسی هست كه دیگه اونجا جای من نیست....
خداوند دوست می دارد در وجود من، نه بنده ی خود را، بلکه خود را ببیند که به همگان خدمت می کند.
نگاهت هر قدر هم که دور باشد آرامم میکند و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه . . . چقدر رسیدنت را دوست دارم . . . آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی تنها برای “تو” هنوز گرم است . . .
وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . . تو باش ! هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است ...
با من باشگفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ایمن شکستم هر دو راگفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته امبه خاموشی مغرورانه اتشکستی تو مرابا تو گفتماز همه تنهایی ام خستگی ام ...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}