{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را کسی همچون نسیم دشت آهسته می گوید کنارت هستم ای تنها
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود ، تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد و با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
خداوندا دستانم خالي ست، قلبم پر از آرزوهاي دست نيافتنيست. يا دستانم را توانا ساز، يا درونم را از آرزوهاي دست نيافتني تهي ساز.
خدايا، حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن، تا درهايي را که به سويم مي گشايي، ندانسته نبندم و درهايي که به رويم مي بندي ، به اصرار نگشايم
از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است و خدا همچنان لبخند میزد
ميگن با هر كى دوست شى شكل و فرم همونو مى گيرى... حالا فكرشو بكن وقتى با خدا دوست بشى چه زيبا شكل مى گيرى
خدایا! از هیچ دشمنی نمی هراسم، چون تو در کنارمی، آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند، مرگ هم تلخ نیست اگر با من بمانی همیشه پیروزم
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد ، ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم.
وقتــی سکوت خــدا را در برابر راز ُ نیــازت دیدی نگــو خـدا با مــن قهر است... او به تمـام کـائنات فرمــان سکوت داده تــا حرف دلـــت را بشـــنود... پس حرف دلــت را به او بگــو...
شب های دراز بی عبادت، چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
تو که در علم خود زبون باشی عارف کردگار چون باشی؟
وقتی خداوند از پشت،دستهایش را روی چشمانم گذاشت،از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم...
دست به دامن خدا که می شوم چیزی آهسته درون من به صدا می آید که... نترس! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...!
خداوندا! تقدیرم را زیبا بنویس. کمکم کن آنچه را تو زود خواهی من دیر نخواهم... و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم...
دعایتان را اجابت کند، آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی را بخنداند.
دلم باز امشب گرفته؛ بیا تا کمی با تو صحبت کنم... بیا تا دل کوچکم را خدایا، فقط با تو قسمت کنم...
خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را کسی همچون نسیم دشت آهسته می گوید کنارت هستم ای تنها
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود ، تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد و با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
خداوندا دستانم خالي ست، قلبم پر از آرزوهاي دست نيافتنيست. يا دستانم را توانا ساز، يا درونم را از آرزوهاي دست نيافتني تهي ساز.
خدايا، حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن، تا درهايي را که به سويم مي گشايي، ندانسته نبندم و درهايي که به رويم مي بندي ، به اصرار نگشايم
از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است و خدا همچنان لبخند میزد
ميگن با هر كى دوست شى شكل و فرم همونو مى گيرى... حالا فكرشو بكن وقتى با خدا دوست بشى چه زيبا شكل مى گيرى
خدایا! از هیچ دشمنی نمی هراسم، چون تو در کنارمی، آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند، مرگ هم تلخ نیست اگر با من بمانی همیشه پیروزم
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد ، ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم.
وقتــی سکوت خــدا را در برابر راز ُ نیــازت دیدی نگــو خـدا با مــن قهر است... او به تمـام کـائنات فرمــان سکوت داده تــا حرف دلـــت را بشـــنود... پس حرف دلــت را به او بگــو...
شب های دراز بی عبادت، چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
تو که در علم خود زبون باشی عارف کردگار چون باشی؟
وقتی خداوند از پشت،دستهایش را روی چشمانم گذاشت،از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم...
دست به دامن خدا که می شوم چیزی آهسته درون من به صدا می آید که... نترس! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...!
خداوندا! تقدیرم را زیبا بنویس. کمکم کن آنچه را تو زود خواهی من دیر نخواهم... و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم...
دعایتان را اجابت کند، آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی را بخنداند.
دلم باز امشب گرفته؛ بیا تا کمی با تو صحبت کنم... بیا تا دل کوچکم را خدایا، فقط با تو قسمت کنم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}