{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
لای لالایی گل لالا مهتاب اومده بالا موقع خوابه حالاااا لای؛ لالایی گل نی نی خوابای خوب ببینی روی ابرا بشینی مامان خوبت؛ پیشت میمونه قصه میخونه ؛ دونه به دونه....
خواب مهدی رو ببینید شب به خیر بوسه از پاهاش بچینید شب به خیر خواب زهرا رو ببینید شب به خیر هدیه از مادر بگیرید شب به خیر
درست که زجر ماهها صبوری مرا سوزاند اما باز هم کشنده نبود...! کشنده ان بود که تمام شرافت و صداقت من را بزرگترین اشتباه زندگیت نام گذاشتی...
بهانه ها چه بی رحمانه تو را از من میگیرند بی آنکه بدانند تو تنها بهانه من برای زندگی کردن هستی........
قصه ی من....قصه ی اون بوته ی تشنه ی خشکه که بارون خنده هات سیرابش میکنه.......سیرابم کن عشقم.(خنده هات من و دیوونه ی خودش کرده بهرامم.../عاشق تو هورنازت/.)
ما همه مثل سیب زمینی های داخل ماهیتابه هستیم. به هم دل می بندیم. غافل از قاشقی که داره ما رو هم میزنه ...
می دونم لجباز و غدم می دونم بدیم زیاده اما اینو هم می دونم که خدا تو رو یه هدیه به من دیوونه داده
مثلِ همیــــــــشه برای تــــــو می نویســــــم تـــــــــــو به نیت هر کــــــه دوست داری بخــــــــــوان …
چقدر دوســــــــت دارم با خیال راحــــــت … یک نفس عمــــــــیق بکشــــــــم … نفســـــــی که پـــــــر باشد … از بــــــــوی آرامش وجــــــود تـــــــــو …
حالا کــــــــه رفــــــــته ای دلم بـــــــــرای تو بیشـــــــــتر از خودم میســــــــوزد فکــــــــــر میکنی کســـــــــی به اندازه مــــــــن دوســـــــــتت خواهد داشــــــــــت . . . ؟!
نــگـــاهـ کـن مـــــــی بینـــــــــی ایــن ویــــرانــکـــده ، آثــار بــاستانـــی نــیست مــنــــــــم
اینقدر تنها شده ام که اگه یه پشه بیاد تواتاقم عمرا بزارم بره .....
هنگام خواب نگران نباش اسوده باش و ارام زیر لب بگو خدایا تا وقتی که تو رادارم ارامم و با خیال اسوده میخوابم همچون کودکی که خیالش اسوده است و میداند مادرش بیدار است و مراقب او شبتون آروم
تو کوری نمیبینی چقدرسنگینه این بــــــــار.... يه روزي كم ميارم میگم: خـــــــــدانگه دار
مرا مچاله و خیس در آغوشت نگه دار ... از پهن شدن روی بند خاطرات گریزانم ...
"حتما اوضاع خوب میشود" تکراری ست این دیالوگ، اما ھنوز ھم معجزہ میکند وقتی از زبان کسی باشد کہ دوستش داری...!
لای لالایی گل لالا مهتاب اومده بالا موقع خوابه حالاااا لای؛ لالایی گل نی نی خوابای خوب ببینی روی ابرا بشینی مامان خوبت؛ پیشت میمونه قصه میخونه ؛ دونه به دونه....
خواب مهدی رو ببینید شب به خیر بوسه از پاهاش بچینید شب به خیر خواب زهرا رو ببینید شب به خیر هدیه از مادر بگیرید شب به خیر
درست که زجر ماهها صبوری مرا سوزاند اما باز هم کشنده نبود...! کشنده ان بود که تمام شرافت و صداقت من را بزرگترین اشتباه زندگیت نام گذاشتی...
بهانه ها چه بی رحمانه تو را از من میگیرند بی آنکه بدانند تو تنها بهانه من برای زندگی کردن هستی........
قصه ی من....قصه ی اون بوته ی تشنه ی خشکه که بارون خنده هات سیرابش میکنه.......سیرابم کن عشقم.(خنده هات من و دیوونه ی خودش کرده بهرامم.../عاشق تو هورنازت/.)
ما همه مثل سیب زمینی های داخل ماهیتابه هستیم. به هم دل می بندیم. غافل از قاشقی که داره ما رو هم میزنه ...
می دونم لجباز و غدم می دونم بدیم زیاده اما اینو هم می دونم که خدا تو رو یه هدیه به من دیوونه داده
مثلِ همیــــــــشه برای تــــــو می نویســــــم تـــــــــــو به نیت هر کــــــه دوست داری بخــــــــــوان …
چقدر دوســــــــت دارم با خیال راحــــــت … یک نفس عمــــــــیق بکشــــــــم … نفســـــــی که پـــــــر باشد … از بــــــــوی آرامش وجــــــود تـــــــــو …
حالا کــــــــه رفــــــــته ای دلم بـــــــــرای تو بیشـــــــــتر از خودم میســــــــوزد فکــــــــــر میکنی کســـــــــی به اندازه مــــــــن دوســـــــــتت خواهد داشــــــــــت . . . ؟!
نــگـــاهـ کـن مـــــــی بینـــــــــی ایــن ویــــرانــکـــده ، آثــار بــاستانـــی نــیست مــنــــــــم
اینقدر تنها شده ام که اگه یه پشه بیاد تواتاقم عمرا بزارم بره .....
هنگام خواب نگران نباش اسوده باش و ارام زیر لب بگو خدایا تا وقتی که تو رادارم ارامم و با خیال اسوده میخوابم همچون کودکی که خیالش اسوده است و میداند مادرش بیدار است و مراقب او شبتون آروم
تو کوری نمیبینی چقدرسنگینه این بــــــــار.... يه روزي كم ميارم میگم: خـــــــــدانگه دار
مرا مچاله و خیس در آغوشت نگه دار ... از پهن شدن روی بند خاطرات گریزانم ...
"حتما اوضاع خوب میشود" تکراری ست این دیالوگ، اما ھنوز ھم معجزہ میکند وقتی از زبان کسی باشد کہ دوستش داری...!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}