{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
نشد که از دلم جدا کنم تورو نشد،نشد،نشد برو،برو،برو نشد که بی دهن صدا کنم تورو تمومه حرف من برو،برو،برو برو،برو ولی به رسم یادگار شناسنامتو تو خونه جا بذار...
چیزی نخواهم گفت از احساسم همان حسی که تا بیخ گلویم می آید و می شود بغض اما نمی شکند یا نمیداند یا میداند و ککش نمیگزد
دلم تنگ شد برات بس کن..چقد دعوا و لجبازی من آروم بودم اون روزا..داری از من چی میسازی دلم تنگ شد برات بس کن..مگه قلب تو از سنگه این آدم رو نمیشناسم..دلم واسه خــــــــــــودت تنگه
ارام اشک میریزم... صدایم گرفته... اما بغض نه... فقط شوق رسیدنت را دارم
احساسمو کشتم از آن زمان که دیگران حسم را به حساب دیوانگیم گذاشتند اما دیوانه وار زندگی کردن بهتر از زندگی یکنواخت آنها بود من این دیوانگیم را دوست داشتم و خواهم داشت...
شازده کوچولو پرسید غم انگیزتر از این که بیای وکسی خوش حال نشه چیه روباه گفت برسی وکسی متوجه نشه...
خدایا میشود باران ببارد....؟! این بغض به تنهایی.... از گلویم پایین.... نمی آید ....
مهم نیست چقدر طول میکشد عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد . . . .
بهت قول میدم سخت نیس لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیای تو راحت باش هیچکس نمیاد جای تو دلشوره دارم من واسه فردا تو...
غريبه با توام ، اهل كجايى؟ به چشم من كه خيلى آشنايى كمى باران چكيده روى پلكت عزيز من تو هم كه مثل مايى
~خطرکردی نترسیدی منودلداده کردی توکردی هرچه بااین ساکت افتاده کردی..¡¡
تنهایی ینی... هرچی مخاطبای گوشیتوبالاپایین کنی؛ بازم کسیونداشته باشی که دردبی درمون توبهش بگی... واین چقدعذاب آوره!
ایـن شـــب هــا منــــم و قانــــون ٍ مــــرد بـــودن : که بایـــد بی صــدا دفــن کنـــم بغــض های گلـــو گیــــــرم را ...
تو شبهام بعد تو.... قطعا!!! نه ماهی هست نه مهتابی! همش به فکر اینم تو.... تو آغوش کی میخوابی!!! از بس چشمای تو چرخید!! من از چشم تو افتادم! مقصر من بودم .... اره! زیاد بال و پرت دادم! ! !
منم درختی که برگ هایش را ریخت تا تو ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی
سرتاسر ســـــال از مزرعـ ـه مواظبت کرد در آغاز فصلِ ســ ـ ـرد تنش هیزم آتـــــــش کشآورز شد. پــــ ـاداش وفـا داری جز این نیست .
نشد که از دلم جدا کنم تورو نشد،نشد،نشد برو،برو،برو نشد که بی دهن صدا کنم تورو تمومه حرف من برو،برو،برو برو،برو ولی به رسم یادگار شناسنامتو تو خونه جا بذار...
چیزی نخواهم گفت از احساسم همان حسی که تا بیخ گلویم می آید و می شود بغض اما نمی شکند یا نمیداند یا میداند و ککش نمیگزد
دلم تنگ شد برات بس کن..چقد دعوا و لجبازی من آروم بودم اون روزا..داری از من چی میسازی دلم تنگ شد برات بس کن..مگه قلب تو از سنگه این آدم رو نمیشناسم..دلم واسه خــــــــــــودت تنگه
ارام اشک میریزم... صدایم گرفته... اما بغض نه... فقط شوق رسیدنت را دارم
احساسمو کشتم از آن زمان که دیگران حسم را به حساب دیوانگیم گذاشتند اما دیوانه وار زندگی کردن بهتر از زندگی یکنواخت آنها بود من این دیوانگیم را دوست داشتم و خواهم داشت...
شازده کوچولو پرسید غم انگیزتر از این که بیای وکسی خوش حال نشه چیه روباه گفت برسی وکسی متوجه نشه...
خدایا میشود باران ببارد....؟! این بغض به تنهایی.... از گلویم پایین.... نمی آید ....
مهم نیست چقدر طول میکشد عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد . . . .
بهت قول میدم سخت نیس لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیای تو راحت باش هیچکس نمیاد جای تو دلشوره دارم من واسه فردا تو...
غريبه با توام ، اهل كجايى؟ به چشم من كه خيلى آشنايى كمى باران چكيده روى پلكت عزيز من تو هم كه مثل مايى
~خطرکردی نترسیدی منودلداده کردی توکردی هرچه بااین ساکت افتاده کردی..¡¡
تنهایی ینی... هرچی مخاطبای گوشیتوبالاپایین کنی؛ بازم کسیونداشته باشی که دردبی درمون توبهش بگی... واین چقدعذاب آوره!
ایـن شـــب هــا منــــم و قانــــون ٍ مــــرد بـــودن : که بایـــد بی صــدا دفــن کنـــم بغــض های گلـــو گیــــــرم را ...
تو شبهام بعد تو.... قطعا!!! نه ماهی هست نه مهتابی! همش به فکر اینم تو.... تو آغوش کی میخوابی!!! از بس چشمای تو چرخید!! من از چشم تو افتادم! مقصر من بودم .... اره! زیاد بال و پرت دادم! ! !
منم درختی که برگ هایش را ریخت تا تو ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی
سرتاسر ســـــال از مزرعـ ـه مواظبت کرد در آغاز فصلِ ســ ـ ـرد تنش هیزم آتـــــــش کشآورز شد. پــــ ـاداش وفـا داری جز این نیست .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}