{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
"به نام چشماش" اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست... که با تو عاشق شد اصلا مشخص نیست...
#گفت.. #میرم ولی.. #شاید!! #برگردم... #رفتش؟! #عذابم نمیداد..؟؟!! #شایدش!! #دردناک بود..
حـــســـرت را تـــمـــام » جـــفـــت هـــای « جـــهـــان بـــه خـــوردم دادنـــد...
انگار بی دلیل انگار خود به خود تا عاشقت شدم لحنت غریبه شد گرمای عشق رفت از جمله سازیات یه دفعه خوب شد دیوونه بازیات..... :( :( :( :(
وقتی کسی به عشقش میگه نفسمی… یعنی نمیشه نفسم رو با کسی قسمت کنم, یعنی آدم باش و فقط مال من باش ! یعنی چشمات باید فقط منو ببینه بفهم لطفا …
زلیخا؛ جان_ یوسفت راستش را بگو..... ب خدایت چ گفتی ک خودش اینطور پا درمیانی کرد؟؟
نه با خود چتر داشت...!! ن روزنامه... ن چمدان... *عاشقش*شدم!!! #از کجا باید می دانستم؟! ..مسافر..است؟؟
وقتی که نیستی بادیدن هر صحنه عاشقانه ای احساس یک پرانتز را دارم که همه ی اتفاقات خوب خارج از آن می افتد
با یادش تنها که باشی هر شبت یلداست....
ولو دروغ چه زیباست «دوستت دارم» چقدر مثل مسیحاست «دوستت دارم» شروع وسوسه ی سوختن ولی بی شک کلام آخر دنیاست «دوستت دارم»
عاشقی چیزی برای هدیه نیست طرح دریا و غروب و گریه نیست عاشقی یک کلبه ویرانه نیست صحبت از شمع و گل و پروانه نیست عاشقی تنهای تنها یک تب است بی تو مردن در سکوت یک شب است
کارگر خسته ای سکه از جلیقه کهنه اش در اورد تا صدقه دهد. ناگهان جملهای روی صندوق صدقه دید و منصرف شد: ”صدقه عمر را زیاد میکند”
و مرا به تو هیچ تملکی جز این نیست که همواره دلم برای "مهربانیت "تنگ می شود...
میدونم فردا استاد به چشمام خیره میشه و میپرسه کجا بودی که درس نخوندی...!؟ آخه چجوری بهش ثابت کنم فکر تو هم جاییست در دنیا......
زبانم را نگاه خسته ات بست زمستان با زمستان ها بپیوست نگاهت لرزشی انداخت در دشت دلم چون متن یک آیینه بشکست
اینجا تاریکه... پر از سکوته... میترسم... احساس غریبی میکنم... واسه من یه جای بهتر توی قلبت نیست...!!؟؟
"به نام چشماش" اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست... که با تو عاشق شد اصلا مشخص نیست...
#گفت.. #میرم ولی.. #شاید!! #برگردم... #رفتش؟! #عذابم نمیداد..؟؟!! #شایدش!! #دردناک بود..
حـــســـرت را تـــمـــام » جـــفـــت هـــای « جـــهـــان بـــه خـــوردم دادنـــد...
انگار بی دلیل انگار خود به خود تا عاشقت شدم لحنت غریبه شد گرمای عشق رفت از جمله سازیات یه دفعه خوب شد دیوونه بازیات..... :( :( :( :(
وقتی کسی به عشقش میگه نفسمی… یعنی نمیشه نفسم رو با کسی قسمت کنم, یعنی آدم باش و فقط مال من باش ! یعنی چشمات باید فقط منو ببینه بفهم لطفا …
زلیخا؛ جان_ یوسفت راستش را بگو..... ب خدایت چ گفتی ک خودش اینطور پا درمیانی کرد؟؟
نه با خود چتر داشت...!! ن روزنامه... ن چمدان... *عاشقش*شدم!!! #از کجا باید می دانستم؟! ..مسافر..است؟؟
وقتی که نیستی بادیدن هر صحنه عاشقانه ای احساس یک پرانتز را دارم که همه ی اتفاقات خوب خارج از آن می افتد
با یادش تنها که باشی هر شبت یلداست....
ولو دروغ چه زیباست «دوستت دارم» چقدر مثل مسیحاست «دوستت دارم» شروع وسوسه ی سوختن ولی بی شک کلام آخر دنیاست «دوستت دارم»
عاشقی چیزی برای هدیه نیست طرح دریا و غروب و گریه نیست عاشقی یک کلبه ویرانه نیست صحبت از شمع و گل و پروانه نیست عاشقی تنهای تنها یک تب است بی تو مردن در سکوت یک شب است
کارگر خسته ای سکه از جلیقه کهنه اش در اورد تا صدقه دهد. ناگهان جملهای روی صندوق صدقه دید و منصرف شد: ”صدقه عمر را زیاد میکند”
و مرا به تو هیچ تملکی جز این نیست که همواره دلم برای "مهربانیت "تنگ می شود...
میدونم فردا استاد به چشمام خیره میشه و میپرسه کجا بودی که درس نخوندی...!؟ آخه چجوری بهش ثابت کنم فکر تو هم جاییست در دنیا......
زبانم را نگاه خسته ات بست زمستان با زمستان ها بپیوست نگاهت لرزشی انداخت در دشت دلم چون متن یک آیینه بشکست
اینجا تاریکه... پر از سکوته... میترسم... احساس غریبی میکنم... واسه من یه جای بهتر توی قلبت نیست...!!؟؟
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}