{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
ﻣﻦﻣﺎﻧﺪم و ﯾﮏ ﻃﻨﺎب... ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪی ﺗﺎب ﻣﯽ ﺷﺪ ﺑﺮای دﺧﺘﺮﻣﺎن ﻧﻪ ﺣﻠﻘﻪ دور ﮔﺮدﻧﻢ ..!!!
بـه جـان چـشـمـانـت قـسـم ایـن بـار آنـچـنـان رفـتـنـی ام کـه کـاسـه هـای آب را هـم قـسـم دهـی نـه آن روزهـا بـاز مـی گـردنـد و نـه مـن. . .
"سکوت" حرف آخره... نه این که حرفی نباشد ، هست... خیلی هم هست... "اما"... عاشق ها می دانند... دلتنگی به استخوان که برسد می شود... "سکوت"...
این هوای لعنتی میبینه ما یه نفریما...هی دو نفره میشه...
خیلی وقته دستامو نگرفتی خیلی وقته به تنهاییم سری نزدی خیلی وقته نوازشم نمی کنی خیلی وقته از زندگیم سیر سیرم.
میدونی چیه عشقم؟ دلم تنگ شده واسه یه آخر شب و دور دور و آب هویج بستنی درست مثل همیشه و من ازت تعریف کنم و بگم که چقدر دوستت دارم درست مثل همیشه...
اسمش را خودکشی نگذار ، حتی نهنگی مثل من که عمق اقیانوس را دیده دلش برای سواحل تو تنگ میشود
روزگاری، از من، تنها جای لاستیکهای خودرویم روی جاده دیده خواهند شد.
پـــشـــت هـــر فَـــرد بـــا وَفـــایـــی یـــه دنـــیـــا خـــیـــانـــت صـــورَت مـــیـــگـــیـــره...
وقتی [ تــ ـ ــو ] کنارمی.... ترافیک......... زیبا ترین مکث دنیــا میشود.
بباربارون یکی عشقش روگم کرده بباربارون قراره گریه برگرده ازاین بهترنمیشه فکرمن باشی توهم انگارقراره دیگه تنهاشی نمیدونم چرابدشدچرا از خوبیام رد شد شایدبازم بیادخونه بگه بی من نمیتونه
اون تویی که صبح هایت چقدر خوب شب میشود کاش حال ما هم میدیدی وقتی که شبها چقدر بد صبح میشود
هیزمی که تر بود را پس بیار.. من پس میگیرم.. این که بی محلی کردن نداره...
گر نگهدار من آن است که من میدانم .... شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد .... واقعا درسته : )
از تو چه پنهون که شبا تو به خوابم میای بنده نوازی می کنی به سراغم میای دل منو با خود می بری تو به شهرای دور رو اسب رویا می شونی توی دنیای دور....
سالها عشقت را در سینه پروراندم... نهان ترین جای تنم پنهان کردم... چه آینده ای که برای خودمان نساختم... ولی افسوس رویاهای یک عمر من «خانه ای بود بر آب»
ﻣﻦﻣﺎﻧﺪم و ﯾﮏ ﻃﻨﺎب... ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪی ﺗﺎب ﻣﯽ ﺷﺪ ﺑﺮای دﺧﺘﺮﻣﺎن ﻧﻪ ﺣﻠﻘﻪ دور ﮔﺮدﻧﻢ ..!!!
بـه جـان چـشـمـانـت قـسـم ایـن بـار آنـچـنـان رفـتـنـی ام کـه کـاسـه هـای آب را هـم قـسـم دهـی نـه آن روزهـا بـاز مـی گـردنـد و نـه مـن. . .
"سکوت" حرف آخره... نه این که حرفی نباشد ، هست... خیلی هم هست... "اما"... عاشق ها می دانند... دلتنگی به استخوان که برسد می شود... "سکوت"...
این هوای لعنتی میبینه ما یه نفریما...هی دو نفره میشه...
خیلی وقته دستامو نگرفتی خیلی وقته به تنهاییم سری نزدی خیلی وقته نوازشم نمی کنی خیلی وقته از زندگیم سیر سیرم.
میدونی چیه عشقم؟ دلم تنگ شده واسه یه آخر شب و دور دور و آب هویج بستنی درست مثل همیشه و من ازت تعریف کنم و بگم که چقدر دوستت دارم درست مثل همیشه...
اسمش را خودکشی نگذار ، حتی نهنگی مثل من که عمق اقیانوس را دیده دلش برای سواحل تو تنگ میشود
روزگاری، از من، تنها جای لاستیکهای خودرویم روی جاده دیده خواهند شد.
پـــشـــت هـــر فَـــرد بـــا وَفـــایـــی یـــه دنـــیـــا خـــیـــانـــت صـــورَت مـــیـــگـــیـــره...
وقتی [ تــ ـ ــو ] کنارمی.... ترافیک......... زیبا ترین مکث دنیــا میشود.
بباربارون یکی عشقش روگم کرده بباربارون قراره گریه برگرده ازاین بهترنمیشه فکرمن باشی توهم انگارقراره دیگه تنهاشی نمیدونم چرابدشدچرا از خوبیام رد شد شایدبازم بیادخونه بگه بی من نمیتونه
اون تویی که صبح هایت چقدر خوب شب میشود کاش حال ما هم میدیدی وقتی که شبها چقدر بد صبح میشود
هیزمی که تر بود را پس بیار.. من پس میگیرم.. این که بی محلی کردن نداره...
گر نگهدار من آن است که من میدانم .... شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد .... واقعا درسته : )
از تو چه پنهون که شبا تو به خوابم میای بنده نوازی می کنی به سراغم میای دل منو با خود می بری تو به شهرای دور رو اسب رویا می شونی توی دنیای دور....
سالها عشقت را در سینه پروراندم... نهان ترین جای تنم پنهان کردم... چه آینده ای که برای خودمان نساختم... ولی افسوس رویاهای یک عمر من «خانه ای بود بر آب»
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}