{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دوستم نداره؟ خب نداشته باشه... من خودم ی تنه قد جفتمون دوسش دارم.... دوستت دااااارم***
تهران، استانبول، پاریس.. فرقی نمی کند کجا باشی، همه ی شهرها زشت و غم انگیزند به وقت دلتنگی..
ایــــــن روزا درڪ ڪــــردن مـــــن ڪــــار خـــــــــودمــم نــــــیــســـــت
اگـر یـک نـفـر هـر آنـچـه کـه از درونـش بـر مـی آیـد را بـنـویـسـد بـی شـک از درون او کـسـی رفـتـه اسـت. . .
فاصله مثل تَرَک روی شیشه است ... ، هرچقدر هم کم امّا وقتی افتاد دائم هراس شکستن و ریختن داری . پارهپاره . تیزتیز ...
در كارناوال عشق، عشق بازي را از قو ياد گرفتم زماني كه جفتش مرد اوج گرفت و به ناگهان يك سقوط آزاد و پايان. شايد وفاداري همين باشد
بازم از تو دور شدم ، دنیا زندونه برام ، دنبال خودم میگردم ، خودم نمیدونم کجام ...
رفتنت را خیالی نیست،فقط مانده ام چگونه در چشمانی به آن زلالی،جا داده بودی آن همه دروغ را...!
من و دنیا همدیگر را رنگ میکنیم من با مداد سیاه ، دنیا با مداد سفید... من روزهای او را... او موهای مرا...
هرنفس درد است که میکشم...!! ای کاش یابودی یا اصلا به دنیا نبودی...! این که هستی و کنارم نیستی،دیوانه ام میکند...
او كه خود روزي مرا قسم ميداد تنهايش نگذارم حال مرا خالي از بودنش كرده كدام يك را باور كنم نبودنش را يا دروغ هايي كه درباره ي ماندن ميگفت
به روز بدرقه فکر میکنم! که "جیبی" باشد پنهان کنم لرزش دستانم را...
نه تو روزا باهامی نه شب ها تو رویامی فک کنم تو هم واسه من تحریم شده ای.
در کافه کنج دیوار رو به روی هم خوب شد قهوه مان را نخوردیم ! حرفهایمان به اندازه کافی تلخ بود …
تو میروی . . . . اما بدان چیزی عوض نمیشود . . . . پای ما تا ابد گیر است . . . . من و تو شریک جرم یک مشت خاطره ایم ....
اون کـه پـیـشـش هـسـتـی ؛ عـشـقـم حـالـیـشـه . . . هـه...امـیـدوارم...
دوستم نداره؟ خب نداشته باشه... من خودم ی تنه قد جفتمون دوسش دارم.... دوستت دااااارم***
تهران، استانبول، پاریس.. فرقی نمی کند کجا باشی، همه ی شهرها زشت و غم انگیزند به وقت دلتنگی..
ایــــــن روزا درڪ ڪــــردن مـــــن ڪــــار خـــــــــودمــم نــــــیــســـــت
اگـر یـک نـفـر هـر آنـچـه کـه از درونـش بـر مـی آیـد را بـنـویـسـد بـی شـک از درون او کـسـی رفـتـه اسـت. . .
فاصله مثل تَرَک روی شیشه است ... ، هرچقدر هم کم امّا وقتی افتاد دائم هراس شکستن و ریختن داری . پارهپاره . تیزتیز ...
در كارناوال عشق، عشق بازي را از قو ياد گرفتم زماني كه جفتش مرد اوج گرفت و به ناگهان يك سقوط آزاد و پايان. شايد وفاداري همين باشد
بازم از تو دور شدم ، دنیا زندونه برام ، دنبال خودم میگردم ، خودم نمیدونم کجام ...
رفتنت را خیالی نیست،فقط مانده ام چگونه در چشمانی به آن زلالی،جا داده بودی آن همه دروغ را...!
من و دنیا همدیگر را رنگ میکنیم من با مداد سیاه ، دنیا با مداد سفید... من روزهای او را... او موهای مرا...
هرنفس درد است که میکشم...!! ای کاش یابودی یا اصلا به دنیا نبودی...! این که هستی و کنارم نیستی،دیوانه ام میکند...
او كه خود روزي مرا قسم ميداد تنهايش نگذارم حال مرا خالي از بودنش كرده كدام يك را باور كنم نبودنش را يا دروغ هايي كه درباره ي ماندن ميگفت
به روز بدرقه فکر میکنم! که "جیبی" باشد پنهان کنم لرزش دستانم را...
نه تو روزا باهامی نه شب ها تو رویامی فک کنم تو هم واسه من تحریم شده ای.
در کافه کنج دیوار رو به روی هم خوب شد قهوه مان را نخوردیم ! حرفهایمان به اندازه کافی تلخ بود …
تو میروی . . . . اما بدان چیزی عوض نمیشود . . . . پای ما تا ابد گیر است . . . . من و تو شریک جرم یک مشت خاطره ایم ....
اون کـه پـیـشـش هـسـتـی ؛ عـشـقـم حـالـیـشـه . . . هـه...امـیـدوارم...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}