{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
از تمــــآم دنیــآ یک صبــــح سرد یک چــــآی دآغ و یک صبـــح بخـــــیر تو برآیـــــم کـــآفیــــــست...
از تمام رازورمزهای عاشقی،جزهمین سه حرف،جزهمین سه حرف ساده ی میان تهی چیزدیگری سرم نمی شود،راستی دلم چه می شود؟؟؟
مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونه که میـذارن سر هفت تیـــــــــر ! خیانت رو میگم … بی صــــدا می کشتت ..
زندگی... همین خنده های ساده ی توست... وقتی باتمام غصه هایت لبخند میزنی... و باعث میشوی از تمام غصه هایم رها شوم... میفهمم...
اے کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه هاے با تو بودنم را آنقدر طولانے مےکردم تا برای بے تو بودن وقتی نمےماند...!
خواستم زيبا گلي را زينت خاطر كنم ديدم اندر خاطرم جز تو گلي زيبا نبود.
کي ميگه نبودنش آخر دنياس؟... منکه ميگم نبودنش تازه اولشه... تازه شروع ميشه دنيايي که قراره پر بشه از اشک چشام... منکه راه جنون پيش گرفته م... شايد برگرده....
لامصب.... این همه استخوان در بدنم بود، چرا دلمو شکستی..؟!!
اوج دوست داشتن اینه که طرفت اصلا جواب زنگتو نمیده اما... تو اس میزنی یه چیزی بگو نگرانت شدم
زندگی پانتومیم است, حرف دلت را به زبان بیاوری باخته ای..
می دانی؟؟؟ من جز او با هرکس باشم تنهایم...!
ارامت میکند دستانش مهربان است او مونس است کافیست "س "را با "ث" عوض کنی اری مونس تو مونث است که میفهمد احساست را.......
ب قیمت سپید شدن موهایم تمام شد.. ولی آموختم که ناله ام سکوت باشد، گریه ام لبخند، و تنها همدمم خدا..
مات شدم از رفتنت ! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست!
پدرم خیال می کرد آدم وقتی درحجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشه حس کرد...
کم طاقتی عادت آن روزهایت بود این روزها برای گرفتن خبری از من عجب صـــــــــــــــــــــبور شده ای ...!
از تمــــآم دنیــآ یک صبــــح سرد یک چــــآی دآغ و یک صبـــح بخـــــیر تو برآیـــــم کـــآفیــــــست...
از تمام رازورمزهای عاشقی،جزهمین سه حرف،جزهمین سه حرف ساده ی میان تهی چیزدیگری سرم نمی شود،راستی دلم چه می شود؟؟؟
مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونه که میـذارن سر هفت تیـــــــــر ! خیانت رو میگم … بی صــــدا می کشتت ..
زندگی... همین خنده های ساده ی توست... وقتی باتمام غصه هایت لبخند میزنی... و باعث میشوی از تمام غصه هایم رها شوم... میفهمم...
اے کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه هاے با تو بودنم را آنقدر طولانے مےکردم تا برای بے تو بودن وقتی نمےماند...!
خواستم زيبا گلي را زينت خاطر كنم ديدم اندر خاطرم جز تو گلي زيبا نبود.
کي ميگه نبودنش آخر دنياس؟... منکه ميگم نبودنش تازه اولشه... تازه شروع ميشه دنيايي که قراره پر بشه از اشک چشام... منکه راه جنون پيش گرفته م... شايد برگرده....
لامصب.... این همه استخوان در بدنم بود، چرا دلمو شکستی..؟!!
اوج دوست داشتن اینه که طرفت اصلا جواب زنگتو نمیده اما... تو اس میزنی یه چیزی بگو نگرانت شدم
زندگی پانتومیم است, حرف دلت را به زبان بیاوری باخته ای..
می دانی؟؟؟ من جز او با هرکس باشم تنهایم...!
ارامت میکند دستانش مهربان است او مونس است کافیست "س "را با "ث" عوض کنی اری مونس تو مونث است که میفهمد احساست را.......
ب قیمت سپید شدن موهایم تمام شد.. ولی آموختم که ناله ام سکوت باشد، گریه ام لبخند، و تنها همدمم خدا..
مات شدم از رفتنت ! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست!
پدرم خیال می کرد آدم وقتی درحجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشه حس کرد...
کم طاقتی عادت آن روزهایت بود این روزها برای گرفتن خبری از من عجب صـــــــــــــــــــــبور شده ای ...!
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}