{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حال لیوانِ ترک خورده ای که پر میشود از چای داغ را میفهمی؟ حالِ دلم اینگونه است!!
درد یعنی....دلم براش تنگ شده اما هیچ غلطی نمی تونم بکنم...
آدم گاهی چه "گرم" میشود به یک "هستم" به یک "نترس" به یک "غصه نخور" به یک "لبخند" . . .
با گریه بهش گفتم نرو من دوستدارم با خنده گفت! میرم خب منم دوسش دارم!!!
در قلبــت گنجشــک مضطربــی سـت .. سکوت کرده ای و او .. به در و دیــوار میکوبــد ...
به او جز از هوس چیزی نگفتند در او جز جلوه ظاهر ندیدند به هرجا رفت در گوشش سرودند که زن را بهر عشرت افریدند بعضی از اقایون واقعا همینن!!!
خدایا!!! سرنوشتی که برام بافتی قسمت یقه اش یه خورده تنگه قربون دستت یه کم شلش کن دارم خفه میشم....
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غــرورم را نمی شکنم دلت را نمی شکنم در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است
تــــــو ایــــــن بــــارون دلــــ❤ـــــتنگیـــــــو تنهایــــــے.... بِهــــــــم چیــــــــزے بِگـــــــو بِفهـــــــــمَم اینجایـــــــے ...
حرف زیاداست و برای گفتن مجالی نیست میروم تو فکر کن کم آورده ام.....
حـــــوصـلـــه اتـــــ کـــــه ســـــر مـی رود; بـا دلـــــم بـــــازی نـــــکـن، مـن در بـی حــــوصـلـگـــــی هـایـم با تـــــو زنـــــدگـــــی کـردم لـعـنـتـی...
" در " باز و بسته شد... باز باد بازی اش گرفته...ادای آمدنت را درمیاورد
اینجا زمین است. جایی که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای...به جای همدردی برایت پول خرد می اندازند
شبـــــــ ها زیر دوشــــ اب سرد رها میکنم بغض هایم را در حالی که همه میگویند!!! که تو چه زود از یادم من رفتی...
امشب از دست دلم سخت شکایت دارم ،که چرا نیستی و من به تو عادت دارم ،غم تو شب به شب از کوی دلم میگذرد ،بی جهت نیست که با غصه رفاقت دارم
چه شب ساکتیست انگار کسی در دنیا نیست . . . . یا شاید من در دنیای کسی نیستم
حال لیوانِ ترک خورده ای که پر میشود از چای داغ را میفهمی؟ حالِ دلم اینگونه است!!
درد یعنی....دلم براش تنگ شده اما هیچ غلطی نمی تونم بکنم...
آدم گاهی چه "گرم" میشود به یک "هستم" به یک "نترس" به یک "غصه نخور" به یک "لبخند" . . .
با گریه بهش گفتم نرو من دوستدارم با خنده گفت! میرم خب منم دوسش دارم!!!
در قلبــت گنجشــک مضطربــی سـت .. سکوت کرده ای و او .. به در و دیــوار میکوبــد ...
به او جز از هوس چیزی نگفتند در او جز جلوه ظاهر ندیدند به هرجا رفت در گوشش سرودند که زن را بهر عشرت افریدند بعضی از اقایون واقعا همینن!!!
خدایا!!! سرنوشتی که برام بافتی قسمت یقه اش یه خورده تنگه قربون دستت یه کم شلش کن دارم خفه میشم....
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غــرورم را نمی شکنم دلت را نمی شکنم در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است
تــــــو ایــــــن بــــارون دلــــ❤ـــــتنگیـــــــو تنهایــــــے.... بِهــــــــم چیــــــــزے بِگـــــــو بِفهـــــــــمَم اینجایـــــــے ...
حرف زیاداست و برای گفتن مجالی نیست میروم تو فکر کن کم آورده ام.....
حـــــوصـلـــه اتـــــ کـــــه ســـــر مـی رود; بـا دلـــــم بـــــازی نـــــکـن، مـن در بـی حــــوصـلـگـــــی هـایـم با تـــــو زنـــــدگـــــی کـردم لـعـنـتـی...
" در " باز و بسته شد... باز باد بازی اش گرفته...ادای آمدنت را درمیاورد
اینجا زمین است. جایی که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای...به جای همدردی برایت پول خرد می اندازند
شبـــــــ ها زیر دوشــــ اب سرد رها میکنم بغض هایم را در حالی که همه میگویند!!! که تو چه زود از یادم من رفتی...
امشب از دست دلم سخت شکایت دارم ،که چرا نیستی و من به تو عادت دارم ،غم تو شب به شب از کوی دلم میگذرد ،بی جهت نیست که با غصه رفاقت دارم
چه شب ساکتیست انگار کسی در دنیا نیست . . . . یا شاید من در دنیای کسی نیستم
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}