{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
بغض... درگلوی من اتفاق می افتد تردید.. در کفش های تو!
دلم عجیــــــــــــــــــب تنگ شده برای تمام لحظه هایی ک دلت ؛ عجیب برایم تنگ میشد. . .
خداوندا تفسیر کن دل تنگی هایم را برای کسی که قد دلتنگی های دنیا دلتنگشم!!!!!!
آرام شده ام... مثل درختی در پاییز...... وقتی تمامِ برگ هایش را باد برده باشد! تلخ آرام شده ام....
دلتنگ یعنی این دل آنقدر کوچک شده که جای هیچ حس تازه ای به جز تو را ندارد
نقش یک درخت تنومند اما پیر را بازی میکنم، نمیدانم منتظر آمدن بهارم باشم . . . . . یا هیزم شکن پیر...
تــمام غصـــه هایی را کــه برایتــــ خوردم بالا آوردم... طـــعـــم بیهـــودگی میـــداد!
آسمونا ابرین ... چیزی نمونده ک بادبونا زخمیشن بریدم دیگه... مثل ناخدا ک ی قدمیش کوهه یخ دیده همه چی تموم شد دلم تنگه بدون تو زمستونا چقد سرده!
شما که غریبه نیستین، خیـــــــلی وقته دلـــــــــــــم یه گازه گنــــــــــــــــده از خوشبخــــــــــــــتی می خواد.
هر چه آید به سرم باز بگویم "گذرد " وای از این عمر که باهر "گذرد" می گذرد...
خیلی دیر گفتی دوسم نداری... انقد دیر که با خودم گفتم اشکال نداه عاشقم نیست حداقل عادت که میتونه بهم بکنه....میبینی من برای با تو بودن ب عادت هم راضیم
!دلــم که میگیــرد کودک میشوم! دستانی میخواهم که آرامم کنند مهربانی که به فکر دلتنگی هایم باشد ولی هیچ کس نمیداند که بجر تو هیچ نمیخواهم
کافی است قـــ ـــ ـــلبت کــمـی بی احتــیــاط قـــدم بردارد و پـــایــش گــیـــر کــند به نــ ـــ ـــگـــــاه دیــ ــگری آنجاست که عـ ــ ـشــق آغــ ـاز می شود ...!
می توان هر لحظه... هر جا... عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن... اما ساده بودن...
مردم شهر ارزو كردند باران ببارد ولي خبر نداشتند مترسك فقط دلبسته ي سايه ي خود بود...
دلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی نمیذاری ک تنها شم تو رو من خیلی حساسی
بغض... درگلوی من اتفاق می افتد تردید.. در کفش های تو!
دلم عجیــــــــــــــــــب تنگ شده برای تمام لحظه هایی ک دلت ؛ عجیب برایم تنگ میشد. . .
خداوندا تفسیر کن دل تنگی هایم را برای کسی که قد دلتنگی های دنیا دلتنگشم!!!!!!
آرام شده ام... مثل درختی در پاییز...... وقتی تمامِ برگ هایش را باد برده باشد! تلخ آرام شده ام....
دلتنگ یعنی این دل آنقدر کوچک شده که جای هیچ حس تازه ای به جز تو را ندارد
نقش یک درخت تنومند اما پیر را بازی میکنم، نمیدانم منتظر آمدن بهارم باشم . . . . . یا هیزم شکن پیر...
تــمام غصـــه هایی را کــه برایتــــ خوردم بالا آوردم... طـــعـــم بیهـــودگی میـــداد!
آسمونا ابرین ... چیزی نمونده ک بادبونا زخمیشن بریدم دیگه... مثل ناخدا ک ی قدمیش کوهه یخ دیده همه چی تموم شد دلم تنگه بدون تو زمستونا چقد سرده!
شما که غریبه نیستین، خیـــــــلی وقته دلـــــــــــــم یه گازه گنــــــــــــــــده از خوشبخــــــــــــــتی می خواد.
هر چه آید به سرم باز بگویم "گذرد " وای از این عمر که باهر "گذرد" می گذرد...
خیلی دیر گفتی دوسم نداری... انقد دیر که با خودم گفتم اشکال نداه عاشقم نیست حداقل عادت که میتونه بهم بکنه....میبینی من برای با تو بودن ب عادت هم راضیم
!دلــم که میگیــرد کودک میشوم! دستانی میخواهم که آرامم کنند مهربانی که به فکر دلتنگی هایم باشد ولی هیچ کس نمیداند که بجر تو هیچ نمیخواهم
کافی است قـــ ـــ ـــلبت کــمـی بی احتــیــاط قـــدم بردارد و پـــایــش گــیـــر کــند به نــ ـــ ـــگـــــاه دیــ ــگری آنجاست که عـ ــ ـشــق آغــ ـاز می شود ...!
می توان هر لحظه... هر جا... عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن... اما ساده بودن...
مردم شهر ارزو كردند باران ببارد ولي خبر نداشتند مترسك فقط دلبسته ي سايه ي خود بود...
دلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی نمیذاری ک تنها شم تو رو من خیلی حساسی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}