{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
نـگو شــباهتي نــيـست بـــين ما.. بـختـــــــــــــم.. شـبيه چـشــــــــــمهاي تـوست.. سيـــــــــــاه ...
ﺭﻭے ﻣـﺮﺯ ﺑﺎﺭﯾڪــے ﻗבﻡ ﻣــے ﺯﻧﻢ ... ﺟﺎﯾــے ڪہِ בﻟــﻢ ﻧــہِ ﺑﻮבﻧــــــــــﺖ ﺭﺍ ﻣــے פֿــﻮﺍﻫــב ﻭ ﻧــــہِ ﻧﺒﻮבﻧــــــﺖ ﺭﺍ ...
به پای هم پیر شده ایم... من..و خیال تو!!!
خــدایا... میــدونم از رگ گــردن بــه مــن نــزدیک تــری, امــا مــن حالیــم نمیشــه... بغلــم کــن...
من و تو ما شدیم ولی نمی دانستم که مایمان آوازی می شود برای گاوی که در طویله ی دلت مخفی کرده بودی !
حالم راهم بزن.... خیلی وقت است خوشحالی هایم ته نشین شده اند.......
برگرد و قصه بگو مادربزرگ... قصه هایش همیشه کابوس می آورد این قوطی دیازپام...
صدایت نیست! تصویرت هم همینطور! اما... مهرت انتن میدهد!!! "قد اسمان"
وقتی با من بد می شویی هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ... فقط من ذره ذره اب میشوم....
لیک بایداین دم گذرد... پس اگرمیگریم گریه ام بی ثمروخنده ام بیهوده... لحظه هامیگذرد..آنچه بگذشت نمی آید باز... قصه ای هست ک هرگزدیگرنتواندشدآغاز...
این روزها خوابم نمی آید... فقط میخوابم که بیدار نباشم...
گــاهــی وقـتـــهــا ”یــــه شـــب ” ” چــنــد روز “ طـــول مـیــکـــشــد از ســر دلـتـنــگـــی....
تو میری پیش غریبه//// اخه این دل میسوزونه---........
دنياي تو رنگارنگ است و دنياي من سياه... ولي يك رنگيه من به تمام دنياي تو مي ارزد...
دنبال تو نميگردم دنبال كسي هستم تا تو را نشانش دهم و بگويم مثل او نباش ...
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر ... من تمام خواستن را وجب کردم ... هیچکس .... هیچکس به اندازه من دلتنگ تـو و بهانه هایت نیست.... دلتنگم....
نـگو شــباهتي نــيـست بـــين ما.. بـختـــــــــــــم.. شـبيه چـشــــــــــمهاي تـوست.. سيـــــــــــاه ...
ﺭﻭے ﻣـﺮﺯ ﺑﺎﺭﯾڪــے ﻗבﻡ ﻣــے ﺯﻧﻢ ... ﺟﺎﯾــے ڪہِ בﻟــﻢ ﻧــہِ ﺑﻮבﻧــــــــــﺖ ﺭﺍ ﻣــے פֿــﻮﺍﻫــב ﻭ ﻧــــہِ ﻧﺒﻮבﻧــــــﺖ ﺭﺍ ...
به پای هم پیر شده ایم... من..و خیال تو!!!
خــدایا... میــدونم از رگ گــردن بــه مــن نــزدیک تــری, امــا مــن حالیــم نمیشــه... بغلــم کــن...
من و تو ما شدیم ولی نمی دانستم که مایمان آوازی می شود برای گاوی که در طویله ی دلت مخفی کرده بودی !
حالم راهم بزن.... خیلی وقت است خوشحالی هایم ته نشین شده اند.......
برگرد و قصه بگو مادربزرگ... قصه هایش همیشه کابوس می آورد این قوطی دیازپام...
صدایت نیست! تصویرت هم همینطور! اما... مهرت انتن میدهد!!! "قد اسمان"
وقتی با من بد می شویی هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ... فقط من ذره ذره اب میشوم....
لیک بایداین دم گذرد... پس اگرمیگریم گریه ام بی ثمروخنده ام بیهوده... لحظه هامیگذرد..آنچه بگذشت نمی آید باز... قصه ای هست ک هرگزدیگرنتواندشدآغاز...
این روزها خوابم نمی آید... فقط میخوابم که بیدار نباشم...
گــاهــی وقـتـــهــا ”یــــه شـــب ” ” چــنــد روز “ طـــول مـیــکـــشــد از ســر دلـتـنــگـــی....
تو میری پیش غریبه//// اخه این دل میسوزونه---........
دنياي تو رنگارنگ است و دنياي من سياه... ولي يك رنگيه من به تمام دنياي تو مي ارزد...
دنبال تو نميگردم دنبال كسي هستم تا تو را نشانش دهم و بگويم مثل او نباش ...
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر ... من تمام خواستن را وجب کردم ... هیچکس .... هیچکس به اندازه من دلتنگ تـو و بهانه هایت نیست.... دلتنگم....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}