{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن … دلم تو را می خواهد !!
خدآیــا دلم آرامش میخوآهد یک آرامش دآئمی نـــه از آن آرامشهآی قبل طــوفان...
شـــب هايم پر شده از خــــــــــــــــواب هايي که در بيداري انــــتظارش را مي کشم ...
خداوندا... نگذار...دلتنگش باشم! وقتی حتی در خیالش هم نیستم...!
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
کاش چشمانت، چشمان دلم را میدیدند تا به فکر فرو برندت در این شب تار که چگونه میگذرد حال بی حال من
دلم آغوشی میخواهد...!! آغوشی که بهم ارامش بده.. آغوشی که با من تا آخرش باشه... هرچند سرد... آغوشی که در تاریکی سینه ام... نقطه شروعی باشه... برای باهم بودن...!!! آغوشت کجاس؟؟
گاهی از دلتنگی روی کاغذ می نویسم دستهایش و روی آن دست می کشم
چه کلمه مظلو میست قـــــــســـــــــــــمـــــــــــــــت .... تمام نامردی ها را گردن میگیرد!!!!!!!!!!
" نــــمــیـ رســـمـ بــهـ قـــــرار مـنــتـظــــر نـــبــاشـ ! ســالـ هـاسـتـ از قــــرار رفــتـــهـ امــ ... ! "
دق کرده ام پشت خنده های تلخی که هیچ گاه کسی به ان شک نکرد
چشمانم کم کم از کار می افتند، نمیدانم شاید دستان بالشتم مواظب چشمانم باشند...ولی چشمانم بهانه می گیرند پیراهنت را؛ کاش دستان پیراهن تو مراقب چشمان من بودند...نه دستان بالشم...
بـعـضـی وقـتـا فـکـر مـی کـنـم.... آدم.... یـه وقـتـایـی.... از روی "دوسـت نـداشـتـن" از یـکــی فـاصـلـه مـی گـیـره.... یـه وقـتـایـی.... از تــرس "وابـسـتـگـی"....!!!
خدایا مرا عاشق کن و عاشق نگهدار که میدانم عاشق ماندن هزاران هزار سخت تر از عاشق شدن است
دلم شکســـــــــــــــــــــــــت ♂♥ تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو "ما" نمی آیـــــــــــــــــــــــــد... "او" می آیـــــ
دور از تو انچه سمت چپ سینه ی من است دل نیست......... موزه ی درد معاصر است.....
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن … دلم تو را می خواهد !!
خدآیــا دلم آرامش میخوآهد یک آرامش دآئمی نـــه از آن آرامشهآی قبل طــوفان...
شـــب هايم پر شده از خــــــــــــــــواب هايي که در بيداري انــــتظارش را مي کشم ...
خداوندا... نگذار...دلتنگش باشم! وقتی حتی در خیالش هم نیستم...!
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
کاش چشمانت، چشمان دلم را میدیدند تا به فکر فرو برندت در این شب تار که چگونه میگذرد حال بی حال من
دلم آغوشی میخواهد...!! آغوشی که بهم ارامش بده.. آغوشی که با من تا آخرش باشه... هرچند سرد... آغوشی که در تاریکی سینه ام... نقطه شروعی باشه... برای باهم بودن...!!! آغوشت کجاس؟؟
گاهی از دلتنگی روی کاغذ می نویسم دستهایش و روی آن دست می کشم
چه کلمه مظلو میست قـــــــســـــــــــــمـــــــــــــــت .... تمام نامردی ها را گردن میگیرد!!!!!!!!!!
" نــــمــیـ رســـمـ بــهـ قـــــرار مـنــتـظــــر نـــبــاشـ ! ســالـ هـاسـتـ از قــــرار رفــتـــهـ امــ ... ! "
دق کرده ام پشت خنده های تلخی که هیچ گاه کسی به ان شک نکرد
چشمانم کم کم از کار می افتند، نمیدانم شاید دستان بالشتم مواظب چشمانم باشند...ولی چشمانم بهانه می گیرند پیراهنت را؛ کاش دستان پیراهن تو مراقب چشمان من بودند...نه دستان بالشم...
بـعـضـی وقـتـا فـکـر مـی کـنـم.... آدم.... یـه وقـتـایـی.... از روی "دوسـت نـداشـتـن" از یـکــی فـاصـلـه مـی گـیـره.... یـه وقـتـایـی.... از تــرس "وابـسـتـگـی"....!!!
خدایا مرا عاشق کن و عاشق نگهدار که میدانم عاشق ماندن هزاران هزار سخت تر از عاشق شدن است
دلم شکســـــــــــــــــــــــــت ♂♥ تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو "ما" نمی آیـــــــــــــــــــــــــد... "او" می آیـــــ
دور از تو انچه سمت چپ سینه ی من است دل نیست......... موزه ی درد معاصر است.....
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}