{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
کاش ماه ، هميشه پشت ابر بماند نمي خواهم بدانم ، شب مهتاب ، بي من چه مي کني . . .
تور را آرزو نخواهم کرد هیچوقت! تورا لحظه ای می پذیرم که با دل خود بیایی نه با دعای من..........!!!
بازگشته ام با کوله باری از شعر های ناگفته.... تنها اینجا مکان امن عاشقانه های من است ....
تو ممکن است از من دور شده باشی، اما کوچک هرگز! بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمی داند...
عشق یعنی موقع دعوا همش حواستون باشه یوقت چیزی نگین که رابطتون برا همیشه تموم شه !
شب بی عاطفه برگشت ،شب بعد از رفتن تو شب از نیاز من پر ،شب خالی از تن تو با تو گل بود و ترانه، با تو بوسه بود و پرواز گل و بوسه بی تو گم شد، بی تو پژمرد وشد آواز
انچه نامش زندگی بودماراکشت مانده ام انچه نامش مرگ است باماچه میکند؟
دستانت را در برابرم مشت میکنی و میگویی گل یا پوچ؟! در دلم می گویم فقط دستانت...
ای وجود من تو شده ای انقلاب زندگ من! حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده است، قبل از تو... بعد از تو...
متاسفانه این روزایی که داره به بدترین شکل میگذره اسمش جوونیه...
چقدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری؟ کجا کی کدوم روز منو با تمام دلت میپذیزی؟
تنها که باشی... گاهی ارزو میکنی یک نفر اسمت را صدا کند حتی اشتباهی...
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ....؟ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ...
بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت . . .
من به دانستن از تو نیازمندم.دریغ مکن.بگو هر لحظه کجایی؟چه میکنی؟تا بدانم آن لحظه کجا باشم و چه کنم...
عمرم گهی به غم و گهی در سفر گذشت... تاریخ زندگیم هکه با درد گذشت... این زندگانی سزای جوانی من نبود... حیف از جوانیم ک با درد گذشت...
کاش ماه ، هميشه پشت ابر بماند نمي خواهم بدانم ، شب مهتاب ، بي من چه مي کني . . .
تور را آرزو نخواهم کرد هیچوقت! تورا لحظه ای می پذیرم که با دل خود بیایی نه با دعای من..........!!!
بازگشته ام با کوله باری از شعر های ناگفته.... تنها اینجا مکان امن عاشقانه های من است ....
تو ممکن است از من دور شده باشی، اما کوچک هرگز! بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمی داند...
عشق یعنی موقع دعوا همش حواستون باشه یوقت چیزی نگین که رابطتون برا همیشه تموم شه !
شب بی عاطفه برگشت ،شب بعد از رفتن تو شب از نیاز من پر ،شب خالی از تن تو با تو گل بود و ترانه، با تو بوسه بود و پرواز گل و بوسه بی تو گم شد، بی تو پژمرد وشد آواز
انچه نامش زندگی بودماراکشت مانده ام انچه نامش مرگ است باماچه میکند؟
دستانت را در برابرم مشت میکنی و میگویی گل یا پوچ؟! در دلم می گویم فقط دستانت...
ای وجود من تو شده ای انقلاب زندگ من! حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده است، قبل از تو... بعد از تو...
متاسفانه این روزایی که داره به بدترین شکل میگذره اسمش جوونیه...
چقدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری؟ کجا کی کدوم روز منو با تمام دلت میپذیزی؟
تنها که باشی... گاهی ارزو میکنی یک نفر اسمت را صدا کند حتی اشتباهی...
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ....؟ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ...
بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت . . .
من به دانستن از تو نیازمندم.دریغ مکن.بگو هر لحظه کجایی؟چه میکنی؟تا بدانم آن لحظه کجا باشم و چه کنم...
عمرم گهی به غم و گهی در سفر گذشت... تاریخ زندگیم هکه با درد گذشت... این زندگانی سزای جوانی من نبود... حیف از جوانیم ک با درد گذشت...
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}