{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
شَبا بِدون عَکسِ تو مَحاله خوابَم بِبَره.......تا صُبح هَمَش فِکر میکُنَم سایه ی تو پُشتِ دره....
من میخواستم با تو پرواز کنم و برسم به عاشقی ... اما نشد....
اتل متل جدایی عروسکم جدایی من که میخوامت عزیزم اگه بری همش اشک میریزم
تو به افتادن من در خیابان میخندی و من تمام حواسم به مردم شهر بود که مبادا عاشق خنده هایت شوند.....
تا حرف از صداقت شد.صدا قط شد
آنقدر ندیدمت که میترسم... میترسم که دیگر مرا نشناسی، با این موهای سفید و چهره شکسته ام! میدانی؟ هرلحظه ندیدنت به درازای سال است...!!!
دوستت داشتم دوستت دارم و دوستت خواهم داشت از آن دوستت دارم ها که کسی نمی داند و نمی تواند و بلد نیست
نفهمیدم نفرسوم ازکجابیداشدویه بیمرام از توساخت .....
هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای لبخندش بار ها دلم گرفت ...
یک نیمکت /یک مرد تنها/ یک غرور شکسته/یک دل خسته /.../.../و هزاران عبارت دیگر همه قربانیه یک عشق بی سرانجام ... باورش با تو بشرطی که توهم یک عبارت نشده باشی!!!
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ! ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ ... ﺭﻭﺯﮬﺎﯼ ﮔﺮﻣﺖ ؛ " ﺳﺮﺩ ﮔﺬﺷﺖ
کم کم فصل دو نفره ها در راه است... لباس های پاییزیتان را با جیب های بزرگتری بخرید به اندازه ی دو دست... شاید شما امسال عاشق شدید...
من خوابم نمیبره! خاموشی ولی میخوام بازم بگیرمت! دلم میخواد بگم دوسم داری؟ بازم بگی بله! بازم ببینمتو.....
برق نگاهت صاعقه ای بود بر قلبم، قلبم را سوزاند تا به تو برسم، رسیدم و دیدم که نگاهت جای دیگر بود.....
یه وقتایی هست دیگه هیچی آرومت نمیکنه نه گریه میکنی... نه داد و فریاد میکنی... فقط یه نفس و عمیق میکشی و هزار تا لعنت به خودت...
غریبه بود... آشنا شد... عادت شد...عشق شد...هستی شد...روزگار شد...خسته شد...بی وفا شد...دور شد...بیگانه شد...حسرت شد...اما فراموش نشد
شَبا بِدون عَکسِ تو مَحاله خوابَم بِبَره.......تا صُبح هَمَش فِکر میکُنَم سایه ی تو پُشتِ دره....
من میخواستم با تو پرواز کنم و برسم به عاشقی ... اما نشد....
اتل متل جدایی عروسکم جدایی من که میخوامت عزیزم اگه بری همش اشک میریزم
تو به افتادن من در خیابان میخندی و من تمام حواسم به مردم شهر بود که مبادا عاشق خنده هایت شوند.....
تا حرف از صداقت شد.صدا قط شد
آنقدر ندیدمت که میترسم... میترسم که دیگر مرا نشناسی، با این موهای سفید و چهره شکسته ام! میدانی؟ هرلحظه ندیدنت به درازای سال است...!!!
دوستت داشتم دوستت دارم و دوستت خواهم داشت از آن دوستت دارم ها که کسی نمی داند و نمی تواند و بلد نیست
نفهمیدم نفرسوم ازکجابیداشدویه بیمرام از توساخت .....
هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای لبخندش بار ها دلم گرفت ...
یک نیمکت /یک مرد تنها/ یک غرور شکسته/یک دل خسته /.../.../و هزاران عبارت دیگر همه قربانیه یک عشق بی سرانجام ... باورش با تو بشرطی که توهم یک عبارت نشده باشی!!!
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ! ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ ... ﺭﻭﺯﮬﺎﯼ ﮔﺮﻣﺖ ؛ " ﺳﺮﺩ ﮔﺬﺷﺖ
کم کم فصل دو نفره ها در راه است... لباس های پاییزیتان را با جیب های بزرگتری بخرید به اندازه ی دو دست... شاید شما امسال عاشق شدید...
من خوابم نمیبره! خاموشی ولی میخوام بازم بگیرمت! دلم میخواد بگم دوسم داری؟ بازم بگی بله! بازم ببینمتو.....
برق نگاهت صاعقه ای بود بر قلبم، قلبم را سوزاند تا به تو برسم، رسیدم و دیدم که نگاهت جای دیگر بود.....
یه وقتایی هست دیگه هیچی آرومت نمیکنه نه گریه میکنی... نه داد و فریاد میکنی... فقط یه نفس و عمیق میکشی و هزار تا لعنت به خودت...
غریبه بود... آشنا شد... عادت شد...عشق شد...هستی شد...روزگار شد...خسته شد...بی وفا شد...دور شد...بیگانه شد...حسرت شد...اما فراموش نشد
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}