{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
دلتنگی من تمام نمیشود همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگتر میشوم برای تو . . .
چه سر به راه است … دلتنگی را میگویم ! از گوشه ی دلم جُم نمیخورد …
دلم ساعتی میخواهد كه مانده باشد روی ساعتهای با تو بودن .....
دلم تنگ است و شعر دیگری بر دفترم جاری شده با بیتهایــــی مملو از یک درد تکــــراری تک و تنهایی و سخت است باور کردنش ، اما نمی آید به دیدارت کسی کـه دوستش داری . . .
غم دوشادوش من راه ميرود چه فتانه است اين نو عروس روزگار تلخ من!!!
می سوزم ولی دود سوختنم روزی در چشمان تو هم خواهد رفت
تموم زندگیم اینه من و بغض و درو دیوار چی مونده از تنه خستم که میخواد بشکنه اینبار.؟
✖غَمگـ ـینَم هَمآنَندِ مـآهـے وَقتـے تـُنگـَش رآ کِنآرِ دَریآ گـُذآشتـﮧ بـ ـآشَند . . .
✖בلتنگـم… مِـثل مـاבربُزرگِ بیـسواבے ڪه هَـواے بَـچـه اش را ڪَرבه ولـی بَـلـב نیـسـت شُـمـاره اش را بِـگـیرב…
یــادتــ؛ عــادتــ استــ همیـن روزهــــا تـــرکش میکنـم مثل سیگــــار کـه سالهـاستـــــــ نـخ آخــرش را میکشـــــم
من شاعرم، من شاعر عاشقانه ترین ترانه های توام! و تکرار میکنم: وقتی تو نیستی من نمیدانم برای گم و گور شدن، به کدام جانب جهان بگریزم...!
بـــــــــوی ربنـــــای تــــو ماه دلتنگـــــی های مـــن افطار می کنمــــــ خاطرات نبـــــــــــودنت را.....
قبلا وقتی دلتنگ می شدم یادت آرومم می کرد،اما حالا... وقتی یادت می افتم دلتنگ می شم
خــــنجری کــــه بر پشتم خورد....بویش آشنـــا بود.... عطرشـــ را خودم خریده بــودم...!!!
مـــن با تــو... تـــو با او.... او را نمی دانم.... ولــــی میدانم....دنیایه جالــــبی داریم....
برگ ها که دلتنگ می شوند می افتند مثل من در روزگار خشکسالی تو
دلتنگی من تمام نمیشود همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگتر میشوم برای تو . . .
چه سر به راه است … دلتنگی را میگویم ! از گوشه ی دلم جُم نمیخورد …
دلم ساعتی میخواهد كه مانده باشد روی ساعتهای با تو بودن .....
دلم تنگ است و شعر دیگری بر دفترم جاری شده با بیتهایــــی مملو از یک درد تکــــراری تک و تنهایی و سخت است باور کردنش ، اما نمی آید به دیدارت کسی کـه دوستش داری . . .
غم دوشادوش من راه ميرود چه فتانه است اين نو عروس روزگار تلخ من!!!
می سوزم ولی دود سوختنم روزی در چشمان تو هم خواهد رفت
تموم زندگیم اینه من و بغض و درو دیوار چی مونده از تنه خستم که میخواد بشکنه اینبار.؟
✖غَمگـ ـینَم هَمآنَندِ مـآهـے وَقتـے تـُنگـَش رآ کِنآرِ دَریآ گـُذآشتـﮧ بـ ـآشَند . . .
✖בلتنگـم… مِـثل مـاבربُزرگِ بیـسواבے ڪه هَـواے بَـچـه اش را ڪَرבه ولـی بَـلـב نیـسـت شُـمـاره اش را بِـگـیرב…
یــادتــ؛ عــادتــ استــ همیـن روزهــــا تـــرکش میکنـم مثل سیگــــار کـه سالهـاستـــــــ نـخ آخــرش را میکشـــــم
من شاعرم، من شاعر عاشقانه ترین ترانه های توام! و تکرار میکنم: وقتی تو نیستی من نمیدانم برای گم و گور شدن، به کدام جانب جهان بگریزم...!
بـــــــــوی ربنـــــای تــــو ماه دلتنگـــــی های مـــن افطار می کنمــــــ خاطرات نبـــــــــــودنت را.....
قبلا وقتی دلتنگ می شدم یادت آرومم می کرد،اما حالا... وقتی یادت می افتم دلتنگ می شم
خــــنجری کــــه بر پشتم خورد....بویش آشنـــا بود.... عطرشـــ را خودم خریده بــودم...!!!
مـــن با تــو... تـــو با او.... او را نمی دانم.... ولــــی میدانم....دنیایه جالــــبی داریم....
برگ ها که دلتنگ می شوند می افتند مثل من در روزگار خشکسالی تو
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}