{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
مسافرکوچه های خواب من شده ای،وگرنه حواس شب هایم چنین پرت نبود...
سپیده که میزند لباست را برمیدارم! روبروی خورشید استین لباست را دور کمرم میگیرم! جوری نشان میدهم که هستی و عاشقانه من را گرفتی...
خدایا یک جهنم عاشقانه خلق کن! بگذار وقتی میگوید برو به جهنم... جایی باشد که شود رفت!
"مثــــل تــــــــــــار مــــــــــوهـــــــایــــــــش ایـــن بـــار.... دوســــتـــت دارم هـــایــــم را پــــشــــت گــــوش انــــداخــــت و رفـــــــــــت....."
بسترم صدف خالى يك تنهايى است و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگر
اتل متل گل ياس هديه به تو يه الماس كاش بدوني دل من بدون تو چه تنها ست
دلتنگی یعنی : شماره ات را پاک کرده ام , هر شماره غریبی به شوق اینکه تویی خوشحالم می کند
طوطیم اندر قفس اما دلم پیش توست گر قفس را بشکنم پرواز من سوی تو است
اشتباه از من بود ، پررنگ نوشته بودمت بر کتیبه ی دلم، به سختی پاک میشوی!
كاش فاصله ها مثل سياهى مداد بودند كه بتوان هنگام دلتنگى آنها را پاک كرد.
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پابر جاست.
بوي غربت ميدهم اما غريبه نيستم گر چه ميدانم كه عمري در غريبي زيستم رو بروي آينه شب تا سحر غم ميخورم تا بفهمم عاقبت در جستجوي كيستم
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
می پوشانم دلتنگیم را با بستری از کلمات ولی باز کسی در دلم تو را صدا میزند.
دوری از این دیده اما باز یادت می کنم .حرمت این آشنایی فرش راهت می کنم در فراقت غم حصار خنده هایم را شکست باز هم از انتهای دل صدایت می کنم .
در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
مسافرکوچه های خواب من شده ای،وگرنه حواس شب هایم چنین پرت نبود...
سپیده که میزند لباست را برمیدارم! روبروی خورشید استین لباست را دور کمرم میگیرم! جوری نشان میدهم که هستی و عاشقانه من را گرفتی...
خدایا یک جهنم عاشقانه خلق کن! بگذار وقتی میگوید برو به جهنم... جایی باشد که شود رفت!
"مثــــل تــــــــــــار مــــــــــوهـــــــایــــــــش ایـــن بـــار.... دوســــتـــت دارم هـــایــــم را پــــشــــت گــــوش انــــداخــــت و رفـــــــــــت....."
بسترم صدف خالى يك تنهايى است و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگر
اتل متل گل ياس هديه به تو يه الماس كاش بدوني دل من بدون تو چه تنها ست
دلتنگی یعنی : شماره ات را پاک کرده ام , هر شماره غریبی به شوق اینکه تویی خوشحالم می کند
طوطیم اندر قفس اما دلم پیش توست گر قفس را بشکنم پرواز من سوی تو است
اشتباه از من بود ، پررنگ نوشته بودمت بر کتیبه ی دلم، به سختی پاک میشوی!
كاش فاصله ها مثل سياهى مداد بودند كه بتوان هنگام دلتنگى آنها را پاک كرد.
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پابر جاست.
بوي غربت ميدهم اما غريبه نيستم گر چه ميدانم كه عمري در غريبي زيستم رو بروي آينه شب تا سحر غم ميخورم تا بفهمم عاقبت در جستجوي كيستم
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
می پوشانم دلتنگیم را با بستری از کلمات ولی باز کسی در دلم تو را صدا میزند.
دوری از این دیده اما باز یادت می کنم .حرمت این آشنایی فرش راهت می کنم در فراقت غم حصار خنده هایم را شکست باز هم از انتهای دل صدایت می کنم .
در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}