{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
در نگـــــــــــــاهم اگر نیستی در خیــــــــــــــــــــــالم سرشاری . . . . . اینو امشب بهترین فرد زندگیم بهم داد
آرزوی من این است یا شوی فراموشم یا که مثل غم هرشب گیرمت در آغوشم آرزوی من این است که تو مثل یک سایه سرپناه من باشی لحظه ی تر گریه آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
نمیتوانم نمیتوانم ریلکس باشم نمیخواهم رمانتیک باشم... دلم هیچ بهانه ای برای نداشتنت قبول نمیکند... خدایا دستانش را از تو میخواهم
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾـﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑـﻬﻢ ﻗﻔـﻞ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻓﻘﻂ ﯾـﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ . . . ﮐﻠﯿـﺪ ﺭﺍ ﺟﺎﯾـﯽ ﺑـﮕﺬﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﯾـﺎﺩ ﻫﯿـﭻ ﮐﺪﺍﻣـﻤﺎﻥ ﻧـﻤﺎﻧﺪ . . .
چي ميشد تو هم منو دوستم ميداشتي نازنين جاي گريه رو لبام خنده مي كاشتي نازنين حالا كه قهري باهام ولي بدون دوستت دارم طاقت قهر ندارم پس آشتي آشتي نازنين
انفرادی شده سلول به سلول تنم خودِ من در خودِ من در خودِ من زندانیست!
خواستم منکر عشقت بشوم،فهمیدم از ته قلب من اخبار موثق داری میشود فاش همه آنچه میان من وتوست که تو هم مثل خودم چشم دهن لق داری...!
نصف شب هوس دستانش را میکنم بیدار میشوم و او کنارم نیست... نبودنش یعنی نهایت دررررررد
تو تنها دعای قشنگ منی مبادا کسی از خدا بی خبر برای خودش ارزویت کند...
لوکس ترین خانه هارا به یک لحظه لمس عشق درآغوش گرمش نخواهم فروخت
ﭼـﺸـــﻤـﺎﻧـﺖ . . . ﺩﺭﯾـــــﺎ ﺭﺍ ، ﺑﻪ “ ﻣــَـــﺪ” ﻣـﯽﮐـــﺸﺎﻧـــﺪ ! ﻣـــــﺮﺍ ﺑـﻪ ﺷـــﻌﺮ . . .
فرهاد جان... کوه اگر کندنی هم باشد شیرین سهم تو نیست... چون دیگر برای شیرین شور میزنی تو
تفاهم به معنای درک کردن نیست تفاهم یعنی: توانایی تحمل تفاوت ها...
نگاه من وارونه است یا تو؟... هق هق هایم را قهقه دیدی و به من خندیدی... تو در باطن به من میخندیدی و خنده هایت را ...منِ ساده هق هق می شنیدم ...
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم میکند.منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است.
ﻫـﺮ ﺷـﺐ ﺍﺯ ﭘُـﺸـﺖ ﺻـﻔـﺤـﻪ ﮐـﻮﭼـﮏ ِ ﻣـﻮﺑـﺎﯾـﻞ . . . ﺩﺭ ﺁﻏـﻮﺷـﻢ ﻣـﯿـﮕـﯿـﺮﯼ . . . ﻭ ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﯽ ﮐـﻪ . . . ﭼـﻪ ﺁﺭﺍﻣـﺸـﯿـﺴـﺖ ﻫـﻤـﯿـﻦ ﺁﻏـﻮﺵ ﺧـﯿﺎﻟﯽ . . .
در نگـــــــــــــاهم اگر نیستی در خیــــــــــــــــــــــالم سرشاری . . . . . اینو امشب بهترین فرد زندگیم بهم داد
آرزوی من این است یا شوی فراموشم یا که مثل غم هرشب گیرمت در آغوشم آرزوی من این است که تو مثل یک سایه سرپناه من باشی لحظه ی تر گریه آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
نمیتوانم نمیتوانم ریلکس باشم نمیخواهم رمانتیک باشم... دلم هیچ بهانه ای برای نداشتنت قبول نمیکند... خدایا دستانش را از تو میخواهم
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾـﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑـﻬﻢ ﻗﻔـﻞ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻓﻘﻂ ﯾـﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ . . . ﮐﻠﯿـﺪ ﺭﺍ ﺟﺎﯾـﯽ ﺑـﮕﺬﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﯾـﺎﺩ ﻫﯿـﭻ ﮐﺪﺍﻣـﻤﺎﻥ ﻧـﻤﺎﻧﺪ . . .
چي ميشد تو هم منو دوستم ميداشتي نازنين جاي گريه رو لبام خنده مي كاشتي نازنين حالا كه قهري باهام ولي بدون دوستت دارم طاقت قهر ندارم پس آشتي آشتي نازنين
انفرادی شده سلول به سلول تنم خودِ من در خودِ من در خودِ من زندانیست!
خواستم منکر عشقت بشوم،فهمیدم از ته قلب من اخبار موثق داری میشود فاش همه آنچه میان من وتوست که تو هم مثل خودم چشم دهن لق داری...!
نصف شب هوس دستانش را میکنم بیدار میشوم و او کنارم نیست... نبودنش یعنی نهایت دررررررد
تو تنها دعای قشنگ منی مبادا کسی از خدا بی خبر برای خودش ارزویت کند...
لوکس ترین خانه هارا به یک لحظه لمس عشق درآغوش گرمش نخواهم فروخت
ﭼـﺸـــﻤـﺎﻧـﺖ . . . ﺩﺭﯾـــــﺎ ﺭﺍ ، ﺑﻪ “ ﻣــَـــﺪ” ﻣـﯽﮐـــﺸﺎﻧـــﺪ ! ﻣـــــﺮﺍ ﺑـﻪ ﺷـــﻌﺮ . . .
فرهاد جان... کوه اگر کندنی هم باشد شیرین سهم تو نیست... چون دیگر برای شیرین شور میزنی تو
تفاهم به معنای درک کردن نیست تفاهم یعنی: توانایی تحمل تفاوت ها...
نگاه من وارونه است یا تو؟... هق هق هایم را قهقه دیدی و به من خندیدی... تو در باطن به من میخندیدی و خنده هایت را ...منِ ساده هق هق می شنیدم ...
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم میکند.منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است.
ﻫـﺮ ﺷـﺐ ﺍﺯ ﭘُـﺸـﺖ ﺻـﻔـﺤـﻪ ﮐـﻮﭼـﮏ ِ ﻣـﻮﺑـﺎﯾـﻞ . . . ﺩﺭ ﺁﻏـﻮﺷـﻢ ﻣـﯿـﮕـﯿـﺮﯼ . . . ﻭ ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﯽ ﮐـﻪ . . . ﭼـﻪ ﺁﺭﺍﻣـﺸـﯿـﺴـﺖ ﻫـﻤـﯿـﻦ ﺁﻏـﻮﺵ ﺧـﯿﺎﻟﯽ . . .
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}