{{::'controllers.mainSite.MainSmsBankBanner2' | translate}}
این دفعه با خودم عهد کردم که حداقل اگر نمیتوانم فراموشت کنم،به کس دیگری دل ببندم اما... هیچکس به خوبی تو نیست....
عزیزم ، دلم خیلی برای لحظه های با تو بودن تنگ شده کاش می شد که من و تو ما بشیم!
از هیـــچ چیــزّ بچــگی پشیمون نیستــــم... جُز اینکه دِلَم میخواست زودتر بزرگـــ شــم...
وقتی دوتا عاشق از هم جدا میشن … دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن … چون به قلب همدیگه زخم زدن … نمیتونن دشمن همدیگه باشن … چون زمانی عاشق بودن … تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن …
یک نفر همیشه یک نفر نیست … یک نفر گاهی همه است … شاید حالا بتوانی بفهمی وقتی غروب یک روز پاییز دلم برای تو تنگ می شود ، چه دلتنگی عظیمی را به دوش می کشم …
مگه تو نبودی می گفتی تا تش میمونی حالا چی شده چرا نامهربونی چی شد دلت هوایی شد و یهویی پر زد و رفت رو بوم به غریبه سر زد
چقدر دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت … که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم...
چه سرد است... وقتی دلتنگتم و نیستی...!!!!!!!!!!!!!!!
دلم به حالی پسری سوخت که وفتی گفتم کفش هایم را خوب رنگ کن ، گفت خاطرت جمع باشد مثل سرنوشتم برایت سیاه میکنم …
دلبری بادل بری دل ازکفم دزدیدورفت هرچه نالیدم زدل سنگدل نشنیدورفت گفتمش ای دلربادلبرزدل بردن چه سودازته دل برمن دیوانه دل خندیدورفت.
مرگ ان نیست که ناگاه تورادرگیردمرگ ان است که دلبرزتودل برگیرد.
ز من تا تو نگاه و ترديد ما را مي خواند مرغي از دور مي خواند بباغ سبز خورشيد در ما تب تند بوسه ميسوخت ما تشنه خون شور بوديم در زورق آبهاي لرزان بازيچه عطر و نور بوديم مي زد ‚ مي زد درون دريا
در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است، دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است..
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره ! حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره / دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده ! عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده /
آنكه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت كفايت ميكند... و هرگز نمى خواهد رقاصه ى سازهايش باشى...
خیلی سخته دلتنگ کسی باشی که براش مهم نباشی،بخوای فراموشش کنی اما نتونی.
این دفعه با خودم عهد کردم که حداقل اگر نمیتوانم فراموشت کنم،به کس دیگری دل ببندم اما... هیچکس به خوبی تو نیست....
عزیزم ، دلم خیلی برای لحظه های با تو بودن تنگ شده کاش می شد که من و تو ما بشیم!
از هیـــچ چیــزّ بچــگی پشیمون نیستــــم... جُز اینکه دِلَم میخواست زودتر بزرگـــ شــم...
وقتی دوتا عاشق از هم جدا میشن … دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن … چون به قلب همدیگه زخم زدن … نمیتونن دشمن همدیگه باشن … چون زمانی عاشق بودن … تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن …
یک نفر همیشه یک نفر نیست … یک نفر گاهی همه است … شاید حالا بتوانی بفهمی وقتی غروب یک روز پاییز دلم برای تو تنگ می شود ، چه دلتنگی عظیمی را به دوش می کشم …
مگه تو نبودی می گفتی تا تش میمونی حالا چی شده چرا نامهربونی چی شد دلت هوایی شد و یهویی پر زد و رفت رو بوم به غریبه سر زد
چقدر دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت … که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم...
چه سرد است... وقتی دلتنگتم و نیستی...!!!!!!!!!!!!!!!
دلم به حالی پسری سوخت که وفتی گفتم کفش هایم را خوب رنگ کن ، گفت خاطرت جمع باشد مثل سرنوشتم برایت سیاه میکنم …
دلبری بادل بری دل ازکفم دزدیدورفت هرچه نالیدم زدل سنگدل نشنیدورفت گفتمش ای دلربادلبرزدل بردن چه سودازته دل برمن دیوانه دل خندیدورفت.
مرگ ان نیست که ناگاه تورادرگیردمرگ ان است که دلبرزتودل برگیرد.
ز من تا تو نگاه و ترديد ما را مي خواند مرغي از دور مي خواند بباغ سبز خورشيد در ما تب تند بوسه ميسوخت ما تشنه خون شور بوديم در زورق آبهاي لرزان بازيچه عطر و نور بوديم مي زد ‚ مي زد درون دريا
در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است، دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است..
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره ! حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره / دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده ! عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده /
آنكه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت كفايت ميكند... و هرگز نمى خواهد رقاصه ى سازهايش باشى...
خیلی سخته دلتنگ کسی باشی که براش مهم نباشی،بخوای فراموشش کنی اما نتونی.
{{::'controllers.mainSite.SmsBankNikSmsAllPatern' | translate}}