بانک اس ام اس و پیامک

برای سهولت در ارسال پیام کوتاه و ارسال اس ام اس گروهی با محتوای مشخص، شما می توانید از الگوهایی که برای مناسبت ها و رویدادهای مختلف تدوین شده است استفاده کنید. این الگوها در دسته بندی های متفاوت، این امکان را فراهم می آورند که با سرعت بالاتر، پیام خود را به مخاطب ارسال کنید. باید در نظر داشته باشید که این مجموعه، روزانه توسط نیک اس ام اس به روز رسانی می شود.

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بیش از ده ها کلیپس خواهرم در بیکاریهام شکسته شد!!!!جالبتر اینکه همه اوناروهم مینداختم تو کیفش مثلا که تو کیفش شکست......

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم دبستانی که بودم قورباغه جمع میکردم و تو جا مدادی بچه ها میزاشتم  خودتون دیگه جو کلاس رو بعد از باز کردن جا مدادی هاشون تصور کنید دیگه ........ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!‏

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم همیشه وقتی دعوام با یکی تموم میشه تازه جواب های خوب به ذهنم میرسه! :)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم برا اینکه خون مورچه ها رو ببینم کلی مورچه جمع می کردمو تو سورنگ می ریختم فشار می دادم که فقط یه بار یه قطره از سرنگ خارج شد حالا خون مورچه ها بود یا نه نمی دونم "-_-"

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم وقتی با مخاطب خاصم قهر میکردم گوشیمو برا اینکه جلو چشمم نباشه میذاشتم تو کشوی لباسام, ولی هر 5 دقیقه یکبار میرفتم چک میکردم چندبار زنگ زده و اس داده...

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم یه موز که رو زمین میدیدم خودمو میزدم به اون راه و عمدآ پامو میذاشتم روش ببینم مث تو این کارتونا سر میخورم ،6 تا ملق تو هوا بخورم .....!!!.....داغون بودیمااااا

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم پسر خالم رفته بود مداد ارایش خریده بود بعدش مامانش بهش گفته بود این چیه خریدی بعد رفته بود به یارو گفته بود می شه این رو پس بگیرید یه اتود بدید !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من یه زمانی جزء اقلیت های هندی بودم آخه یه گاوی رو به عنوان عشق میپرستیدم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بادوستم که رفتیم استخر تو قسمت کم عمق اب تا زیر کمرمون بود من داشتم غرق میشدم شاید باورتون نشه داشتم دوستمم غرق میکردم خدای شما میتونید همچین کاری بکنید؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

عتراف میکنم که وقتی کوچیک بودم،وقتی میرفتیم خونه ی کسی مهمونی که از طرف خوشم نمیومد،میرفتم تو دستشویی شون آبو باز میزاشتم میومدم بیرون که پول آبشون زیاد بیاد!!!!!!!! بعله .... همچین عتیقه ای بودم من

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

عتراف میکنم بچه که بودم از ناودون آب بارون میخوردم لامصب عجب مزه ای هم داشت................ ^_

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم فکر می کردم بچه ها که تو شکم هستن از طول موهاشون می فهمن دخترن یا پسر؟؟؟؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بزرگترین دغدغه ی من تو دوران کودکی این بود که مامانم با کلاغا چطور ارتباط برقرار می کرد ؟!! لامصب همه ی نمراتمو می دونست

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بیش از ده ها کلیپس خواهرم در بیکاریهام شکسته شد!!!!جالبتر اینکه همه اوناروهم مینداختم تو کیفش مثلا که تو کیفش شکست......

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم دبستانی که بودم قورباغه جمع میکردم و تو جا مدادی بچه ها میزاشتم  خودتون دیگه جو کلاس رو بعد از باز کردن جا مدادی هاشون تصور کنید دیگه ........ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم بچه كه بودم فكر ميكردم كسايي كه چشمشون رنگيه اطرافشونو همون رنگي ميبينن! خو چي كنم؟!!؟؟! يه ذره شاس ميزدم! :)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم وقتي بجه بودم تويكي ازامتحانام جلوي نام خانوادكي اسم مامان باباوآبجيمونوشتم!!‏

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم همیشه وقتی دعوام با یکی تموم میشه تازه جواب های خوب به ذهنم میرسه! :)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم برا اینکه خون مورچه ها رو ببینم کلی مورچه جمع می کردمو تو سورنگ می ریختم فشار می دادم که فقط یه بار یه قطره از سرنگ خارج شد حالا خون مورچه ها بود یا نه نمی دونم "-_-"

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم وقتی با مخاطب خاصم قهر میکردم گوشیمو برا اینکه جلو چشمم نباشه میذاشتم تو کشوی لباسام, ولی هر 5 دقیقه یکبار میرفتم چک میکردم چندبار زنگ زده و اس داده...

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم یه موز که رو زمین میدیدم خودمو میزدم به اون راه و عمدآ پامو میذاشتم روش ببینم مث تو این کارتونا سر میخورم ،6 تا ملق تو هوا بخورم .....!!!.....داغون بودیمااااا

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم پسر خالم رفته بود مداد ارایش خریده بود بعدش مامانش بهش گفته بود این چیه خریدی بعد رفته بود به یارو گفته بود می شه این رو پس بگیرید یه اتود بدید !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من یه زمانی جزء اقلیت های هندی بودم آخه یه گاوی رو به عنوان عشق میپرستیدم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بادوستم که رفتیم استخر تو قسمت کم عمق اب تا زیر کمرمون بود من داشتم غرق میشدم شاید باورتون نشه داشتم دوستمم غرق میکردم خدای شما میتونید همچین کاری بکنید؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

عتراف میکنم که وقتی کوچیک بودم،وقتی میرفتیم خونه ی کسی مهمونی که از طرف خوشم نمیومد،میرفتم تو دستشویی شون آبو باز میزاشتم میومدم بیرون که پول آبشون زیاد بیاد!!!!!!!! بعله .... همچین عتیقه ای بودم من

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

عتراف میکنم بچه که بودم از ناودون آب بارون میخوردم لامصب عجب مزه ای هم داشت................ ^_

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم فکر می کردم بچه ها که تو شکم هستن از طول موهاشون می فهمن دخترن یا پسر؟؟؟؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بزرگترین دغدغه ی من تو دوران کودکی این بود که مامانم با کلاغا چطور ارتباط برقرار می کرد ؟!! لامصب همه ی نمراتمو می دونست