بانک اس ام اس و پیامک

برای سهولت در ارسال پیام کوتاه و ارسال اس ام اس گروهی با محتوای مشخص، شما می توانید از الگوهایی که برای مناسبت ها و رویدادهای مختلف تدوین شده است استفاده کنید. این الگوها در دسته بندی های متفاوت، این امکان را فراهم می آورند که با سرعت بالاتر، پیام خود را به مخاطب ارسال کنید. باید در نظر داشته باشید که این مجموعه، روزانه توسط نیک اس ام اس به روز رسانی می شود.

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من اونی بودم که یه بطری رنگو توی کیف یکی از همکلاسیام تو دبستان خالی کردم و مدیر یه نفر دیگه رو اخراج کرد!!!!! خدایا العفو

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یه پسر خاله دارم مثل دخترا وقتی می خوان برن بیرون مشکل چی بپوشم داره .تازه خیلی هم دیر حاضرمیشه که بره بیرون

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم پسرهای همسایمون پشکل گوسفندشونو جای تمشک به خوردم دادن -____- بعدشم مامانم با کلی مایع دستشویی دهنمو شست :| نمیبخشمتوووووووووووووون >___________< :(

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم میرفتم جوجه هارو تو زمین میکاشتم تا یه درخت جوجه داشته باشم . . خنگم خودتونین

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم که یه روز سره یه دختره که با هام به هم زده بود می خواستم خودکشی کنم ولی خام بودم.2 بسته استامینوفن300 خوردم و خوابیدم و صبح پاشودم صبحانه خوردم!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم بچه که بودم فک میکردم زن ها همینطوری بچه دار میشن و فقط واسه اینکه بچشون یتیم نشه دنبال شوهر میگردن . 0_○ !!!! همچین بچه ی سالم و باهوشی بودماااااااا ! 

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم ینج دقبقه مونده به اذون با یه شیشه اب میشینم جلو تی وی و تا صبح جلوی دستشویی چرت می زنم و هرشب میگم فردا غلط بکنم اب بخورم ولی بازم ظهر از جلو دسشویی جمعم می کنن

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

آقا اعتراف میکنم یه بار که کوچول موچول بودم با داداشم رفتیم در خونه همسایمون از قول مامانم 4 تا تخم مرغ قرض کردیم و اومدیم تو کوچه شکوندیم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یکی از تفریحات سالمم این بود که شبا عینک دودی میزدمو میرفت پشه ها دور لامپو میکشتم..

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از افتخاراتم اینه که توی دفتر انظباطی مدرسه که برا هر کسی تخلفاتشو مینویسن ...دیگ جایی نمونده مورد دیگ ای بنویسن برام 

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم ماکارانی هم مثل برنج میکارن!!!! ولی بزرگ شدم عاقل شدم فهمیدم ما درخت ماکرونی داریم!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من به عنوان یه دختر : وقتی میرم خیابون چشام تنها جایی رو ک میبینه ... مــِزون عروســـه ^ــ^ اصن حس خودشو داره !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم با وجودی که دخترم ولی پاستیل دوست ندارم..

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم دوماهه پست نزاشته بودم  . . . . . . . بخاطر مشغله زیاد نه ها نه دیگه حال تایپ کردنم نداشتم به نظر شما معتاد شدم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم توی خونه ی قبلی مون که بودیم(رنگ دیوارش آبی بود )یه ذره نقاشی کردم برا اینکه ضایع نباشه با چسب و کاغذ ابی مخفیش کردم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یادمه بچه بودیم (7.8ساله ) با دوستام میرفتیم مسجد همیشه وقتی قد قامت الصلاة رو میگفتن ما هنوز حرف میزدیم و چون شنیده بودیم که میشه قبل از رفتن به رکوع قامت بست ما هم بعد سوره ی توحید قامت میبستیم :D

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من اونی بودم که یه بطری رنگو توی کیف یکی از همکلاسیام تو دبستان خالی کردم و مدیر یه نفر دیگه رو اخراج کرد!!!!! خدایا العفو

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یه پسر خاله دارم مثل دخترا وقتی می خوان برن بیرون مشکل چی بپوشم داره .تازه خیلی هم دیر حاضرمیشه که بره بیرون

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم پسرهای همسایمون پشکل گوسفندشونو جای تمشک به خوردم دادن -____- بعدشم مامانم با کلی مایع دستشویی دهنمو شست :| نمیبخشمتوووووووووووووون >___________< :(

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم میرفتم جوجه هارو تو زمین میکاشتم تا یه درخت جوجه داشته باشم . . خنگم خودتونین

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم که یه روز سره یه دختره که با هام به هم زده بود می خواستم خودکشی کنم ولی خام بودم.2 بسته استامینوفن300 خوردم و خوابیدم و صبح پاشودم صبحانه خوردم!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم بچه که بودم فک میکردم زن ها همینطوری بچه دار میشن و فقط واسه اینکه بچشون یتیم نشه دنبال شوهر میگردن . 0_○ !!!! همچین بچه ی سالم و باهوشی بودماااااااا ! 

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم ینج دقبقه مونده به اذون با یه شیشه اب میشینم جلو تی وی و تا صبح جلوی دستشویی چرت می زنم و هرشب میگم فردا غلط بکنم اب بخورم ولی بازم ظهر از جلو دسشویی جمعم می کنن

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

آقا اعتراف میکنم یه بار که کوچول موچول بودم با داداشم رفتیم در خونه همسایمون از قول مامانم 4 تا تخم مرغ قرض کردیم و اومدیم تو کوچه شکوندیم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یکی از تفریحات سالمم این بود که شبا عینک دودی میزدمو میرفت پشه ها دور لامپو میکشتم..

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از افتخاراتم اینه که توی دفتر انظباطی مدرسه که برا هر کسی تخلفاتشو مینویسن ...دیگ جایی نمونده مورد دیگ ای بنویسن برام 

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم ماکارانی هم مثل برنج میکارن!!!! ولی بزرگ شدم عاقل شدم فهمیدم ما درخت ماکرونی داریم!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم من به عنوان یه دختر : وقتی میرم خیابون چشام تنها جایی رو ک میبینه ... مــِزون عروســـه ^ــ^ اصن حس خودشو داره !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم با وجودی که دخترم ولی پاستیل دوست ندارم..

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم دوماهه پست نزاشته بودم  . . . . . . . بخاطر مشغله زیاد نه ها نه دیگه حال تایپ کردنم نداشتم به نظر شما معتاد شدم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف می کنم توی خونه ی قبلی مون که بودیم(رنگ دیوارش آبی بود )یه ذره نقاشی کردم برا اینکه ضایع نباشه با چسب و کاغذ ابی مخفیش کردم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یادمه بچه بودیم (7.8ساله ) با دوستام میرفتیم مسجد همیشه وقتی قد قامت الصلاة رو میگفتن ما هنوز حرف میزدیم و چون شنیده بودیم که میشه قبل از رفتن به رکوع قامت بست ما هم بعد سوره ی توحید قامت میبستیم :D