بانک اس ام اس و پیامک

برای سهولت در ارسال پیام کوتاه و ارسال اس ام اس گروهی با محتوای مشخص، شما می توانید از الگوهایی که برای مناسبت ها و رویدادهای مختلف تدوین شده است استفاده کنید. این الگوها در دسته بندی های متفاوت، این امکان را فراهم می آورند که با سرعت بالاتر، پیام خود را به مخاطب ارسال کنید. باید در نظر داشته باشید که این مجموعه، روزانه توسط نیک اس ام اس به روز رسانی می شود.

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یه بار تو پارک با دوستام بودم داشتم زیر لب اهنگ هماهنگه رو میخوندم  -من یه دیوونه ام وقتشه عاقل شم دوستام:اخر خودتم فهمیدیییییی؟؟؟ قیافه ی من :( قیافه ی دوستام :))))) سامی بیگی:|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم وقتی میرم مسافرت ی کوله پر لباس با خودم میبرم ولی تا برگردم از همونایی که موقع رفتن تنم بود إستفاده میکنم....

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعـتراف میکنم که امــروز معلم اومد سر کلاس گفت خودکار میخوام یکی از بچه های بهش خودکار داد گفت نه خودکار پای تخته میخوام  (ماژیک رو میگه) من گفتم اگه خودکار مال پای تختس لاود باید با ماژِک مشق بنویسیم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم گاهی اوقات همین جوری زل میزنم به سرعت دانلودم و بهش روحیه میدم... تو میتونی!تو میتونی!! :)) امیدی بهم هست عaیa؟!!؟؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

پارسال به اصرار مدیرمون کل کلاس رفتیم نماز  منم که نماز خون :))))))) اخر نماز حاج اقا داشت از نماز خونه خارج میشد یهو گفتم حاج اقا خسته نباشید :)))) حاج اقا:o بچه ها :)))))))) مدیرمون x-( معاونمون :|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکننم کلاس اول که بودم همش گریه میکردم چون میترسیدم وقتی بیام خونه همه مرده باشن و فقط من از خانواده زنده بمونم اونوقت تنها میشدم واسه همین گریه میکردم………. !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم بعد از اينكه فهميدم اول مهر نميرم دانشكاه(نيم سال دوم ميرم) بقدري خوشحال شدم كه انكار تو جشنواره ي سازه هاي ماكاروني مقام اوردم.انقد كه ورودي هاي جديدو مسخره كردن.....والا...

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم اگه زمان جنگ بودم ، تنها دلهرم این بود که وقتی من دستشوییم ، بمب بارون نکنن !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميکنم يه دوست دارم که 5ساله باهم دوستيم،بعد5سال تازه برگشته بهم ميگه :عه توچشمات عسليه!؟.من همش مشکي ميديدم چشماتو! يعني دقت وهوش وذکاوت دوستم توحلقم!!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميکنم ذوق وشوقي که اول مهرواسه ديدن دوستم داشتم اگه واسه درس خوندن داشتم الان توي تيزهوشان داشتم درس ميخوندم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم شبا از ترس اینکه یه وقت صبح برای مدرسه خواب نمونم تا جایی که میتونستم بیدار میموندم! خوب چیه بچه بودم دیگه! الان قشنگ با خیالت راحت میخوابم!!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اولین شکست عشقیمو تو بچگی خوردم،یه جوجه داشتم اسمش یلدا خانم بود،بزرگ که شد دیدم خروسه :| ینی کمرم خم شدا :|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی بارون میومدو رعد وبرق میشد مادربزرگم میگفت:آسمون میخواد بیفته چقد خنگ بودما باورمیکردم خو چیه ساده بودم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از بزرگترین دلهره های زندگی من اینه که : تو مهمونیا وقتی دارن بشقاب ته دیگو دست به دست میچرخونن بهم نرسه

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از دغدغه های دوران مدرسه م روز اول مهر و روز بعد از تعطیلات نوروز این بود که نمیدونستم شیفت صُبم یا بعد از ظهر!!! دهه ی شصت و هفتاد کیا یادشونه؟!!:)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم هروقت معلممون میگفت برو از دفتر گچ بیار همیشه ی 4,5 تا گچم واس خودم برمیداشتم :دی

گروه پیامک فوکاهی / اس ام اس اعتراف میکنم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم یه بار تو پارک با دوستام بودم داشتم زیر لب اهنگ هماهنگه رو میخوندم  -من یه دیوونه ام وقتشه عاقل شم دوستام:اخر خودتم فهمیدیییییی؟؟؟ قیافه ی من :( قیافه ی دوستام :))))) سامی بیگی:|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم وقتی میرم مسافرت ی کوله پر لباس با خودم میبرم ولی تا برگردم از همونایی که موقع رفتن تنم بود إستفاده میکنم....

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعـتراف میکنم که امــروز معلم اومد سر کلاس گفت خودکار میخوام یکی از بچه های بهش خودکار داد گفت نه خودکار پای تخته میخوام  (ماژیک رو میگه) من گفتم اگه خودکار مال پای تختس لاود باید با ماژِک مشق بنویسیم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم گاهی اوقات همین جوری زل میزنم به سرعت دانلودم و بهش روحیه میدم... تو میتونی!تو میتونی!! :)) امیدی بهم هست عaیa؟!!؟؟

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

پارسال به اصرار مدیرمون کل کلاس رفتیم نماز  منم که نماز خون :))))))) اخر نماز حاج اقا داشت از نماز خونه خارج میشد یهو گفتم حاج اقا خسته نباشید :)))) حاج اقا:o بچه ها :)))))))) مدیرمون x-( معاونمون :|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکننم کلاس اول که بودم همش گریه میکردم چون میترسیدم وقتی بیام خونه همه مرده باشن و فقط من از خانواده زنده بمونم اونوقت تنها میشدم واسه همین گریه میکردم………. !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميكنم بعد از اينكه فهميدم اول مهر نميرم دانشكاه(نيم سال دوم ميرم) بقدري خوشحال شدم كه انكار تو جشنواره ي سازه هاي ماكاروني مقام اوردم.انقد كه ورودي هاي جديدو مسخره كردن.....والا...

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم اگه زمان جنگ بودم ، تنها دلهرم این بود که وقتی من دستشوییم ، بمب بارون نکنن !

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميکنم يه دوست دارم که 5ساله باهم دوستيم،بعد5سال تازه برگشته بهم ميگه :عه توچشمات عسليه!؟.من همش مشکي ميديدم چشماتو! يعني دقت وهوش وذکاوت دوستم توحلقم!!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف ميکنم ذوق وشوقي که اول مهرواسه ديدن دوستم داشتم اگه واسه درس خوندن داشتم الان توي تيزهوشان داشتم درس ميخوندم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم شبا از ترس اینکه یه وقت صبح برای مدرسه خواب نمونم تا جایی که میتونستم بیدار میموندم! خوب چیه بچه بودم دیگه! الان قشنگ با خیالت راحت میخوابم!!!

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اولین شکست عشقیمو تو بچگی خوردم،یه جوجه داشتم اسمش یلدا خانم بود،بزرگ که شد دیدم خروسه :| ینی کمرم خم شدا :|

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی بارون میومدو رعد وبرق میشد مادربزرگم میگفت:آسمون میخواد بیفته چقد خنگ بودما باورمیکردم خو چیه ساده بودم

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از بزرگترین دلهره های زندگی من اینه که : تو مهمونیا وقتی دارن بشقاب ته دیگو دست به دست میچرخونن بهم نرسه

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

یکی از دغدغه های دوران مدرسه م روز اول مهر و روز بعد از تعطیلات نوروز این بود که نمیدونستم شیفت صُبم یا بعد از ظهر!!! دهه ی شصت و هفتاد کیا یادشونه؟!!:)

تعداد پیامک

:

نوع اس ام اس

:

ارسال پیامک

:

اعتراف میکنم هروقت معلممون میگفت برو از دفتر گچ بیار همیشه ی 4,5 تا گچم واس خودم برمیداشتم :دی